Mar yaM ارسال شده در اردیبهشت 8، 2012 ارسال شده در اردیبهشت 8، 2012 دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا کشتی شکستگانيم ای باد شرطه برخيز باشد که بازبينيم ديدار آشنا را ده روزه مهر گردون ا??سانه است و ا??سون نيکی به جای ياران ??رصت شمار يارا در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل هات الصبوح هبّوا يا ايّها الّسکارا ای صاحب کرامت شکرانه سلامت روزی ت??قدی کن درويش بی نوا را آسايش دو گيتی ت??سير اين دو حر?? است با دوستان مروت با دشمنان مدارا اگربارگران بودیم ر??تیم اگر نا مهربان بودیم ر??تیم:thumbup:
nini7khat ارسال شده در اردیبهشت 8، 2012 ارسال شده در اردیبهشت 8، 2012 من مست و تو دیوانه ما را که برد خانه من چند تو را گ??تم کم خور دو سه پیمانه در شهر یکی کس را هشیار نمیبینم هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه جانا به خرابات آ تا لذت جان بینی جان را چه خوشی باشد بیصحبت جانانه هر گوشه یکی مستی دستی زده بر دستی و آن ساقی هر هستی با ساغر شاهانه تو وق?? خراباتی دخلت می و خرجت می زین وق?? به هشیاران مسپار یکی دانه ای لولی بربط زن تو مست تری یا من ای پیش چو تو مستی ا??سون من ا??سانه
AmiTis ارسال شده در اردیبهشت 8، 2012 ارسال شده در اردیبهشت 8، 2012 هرروزتورا غرق ص??ا میخواهم هرلحظه تورا کامروا میخواهم از بهر تو و هرکه تورا دارد دوست آرامش خاطر از خدا میخواهم
nini7khat ارسال شده در اردیبهشت 8، 2012 ارسال شده در اردیبهشت 8، 2012 هرروزتورا غرق ص??ا میخواهم هرلحظه تورا کامروا میخواهم از بهر تو و هرکه تورا دارد دوست آرامش خاطر از خدا میخواهم ما اهل دلیم اشاره را می??همیم راز شب پرستاره را می??همیم با پنجره های بسته عادت داریم با هرچه دل شکسته نسبت داریم
yaghmaee ارسال شده در اردیبهشت 10، 2012 ارسال شده در اردیبهشت 10، 2012 ما اهل دلیم اشاره را می??همیم راز شب پرستاره را می??همیم با پنجره های بسته عادت داریم با هرچه دل شکسته نسبت داریم مجنون و پريشان توام دستم گير سر گشته و حيران توام دستم گير هر بي سر و پا چو دستگيري دارد من بي سر و سامان توام دستم گير
nini7khat ارسال شده در اردیبهشت 10، 2012 ارسال شده در اردیبهشت 10، 2012 (ویرایش شده) روی آن شیشه تبدار تورا "ها"کردم... اسم زیبای تورا با ن??سم جا کردم... شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد... شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم... باسرانگشت کشیدم به دلش عکس تورا... عکس زیبای تورا سیر تماشا کردم... ویرایش شده اردیبهشت 11، 2012 توسط nini7khat
مهمان مهمان ارسال شده در مهر 30، 2012 ارسال شده در مهر 30، 2012 دوستان مشاعره 2 تا 3 بيت هستش نه يک غزل !! رعاييت کنيد لط??ا
مهمان مهمان ارسال شده در آبان 1، 2012 ارسال شده در آبان 1، 2012 :halfwitted: آی تویی که بلغور می کنی ساکت باش تا نخوری کتکی تا نشی شتکی اونم مدل اساطیری :halfwitted: :halfwitted:چرا تنتو می خاره همش می گی مشاعره:halfwitted: آقای مدیر غزل تعداد بیت کمی دارد ??وقش 6یا 8 بیت اون قصیدص که بیتاش زیاده:10: سلام به شما دوست عزيز ... ايا اسم ايناز مرد است ؟ ايا شما ادبيات را به تمسخر گر??يتيد ؟ اينگونه اشعاري که شما ميذاريد شعر نيست دوست محترم !! بله 6-8 ولي غزل هايي با ابيات زياد هم موجود است در ضمن من ذکر کردم تنها 2 بيت 2 پست شما حذ?? ميشود لط??ا رعاييت کنيد با تشکر
er1376 ارسال شده در آبان 2، 2012 ارسال شده در آبان 2، 2012 (ویرایش شده) ای تویی که ر??ته به قاضی یک طر??ه ............................................................ برده ابرو ها ز این سیه نامه دانی که اگر کار من نبود ان تومار اسیان کرده ای ................................................. مرا خوار و خ??ی?? ز این کلامان دانی که اگر شخص دیگر نوشته ان سخنان بی ربط ............................................... خوا سته مرا سیراب کند از خ??ت های نا ربط چسم بسته خوادیدی ..............................................................................و هیچ تامل نکردی مرا کشتی ز این بد خویی .........................................................................تو به رسم جوان مردان و??ا نکردی بلی این اسم .اسم مردیست ....................................................................که برگر??ته از القابو سالیست ایا تو می خواستی این را بدنی ...................................................................خوش حالم که دیگر می دانی ویرایش شده آبان 2، 2012 توسط er1376
مهمان مهمان ارسال شده در آبان 2، 2012 ارسال شده در آبان 2، 2012 ای تویی که ر??ته به قاضی یک طر??ه ............................................................ برده ابرو ها ز این سیه نامه دانی که اگر کار من نبود ان تومار اسیان کرده ای ................................................. مرا خوار و خ??ی?? ز این کلامان دانی که اگر شخص دیگر نوشته ان سخنان بی ربط ............................................... خوا سته مرا سیراب کند از خ??ت های نا ربط چسم بسته خوادیدی ..............................................................................و هیچ تامل نکردی مرا کشتی ز این بد خویی .........................................................................تو به رسم جوان مردان و??ا نکردی بلی این اسم .اسم مردیست ....................................................................که برگر??ته از القابو سالیست ایا تو می خواستی این را بدنی ...................................................................خوش حالم که دیگر می دانی يا رب اين شمع دل ا??روز ز کاشانه کيست جان ما سوخت بپرسيد که جانانه کيست حاليا خانه برانداز دل و دين من است تا در آغوش که مي*خسبد و همخانه کيست
newsad ارسال شده در آبان 8، 2012 ارسال شده در آبان 8، 2012 تا کی غم آن خورم که دارم یا نه وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه پرکن قدح باده که معلومم نیست کاین دم که ??رو برم برآرم یا نه
THE PUNISHER ارسال شده در آبان 9، 2012 ارسال شده در آبان 9، 2012 هزار جهد بکردم ، که یار من باشی / قرار بخش دل بی قرار من باشی دلم ز نازکی خود شکست در غم عشق / وگرنه از تو نیاید که دل شکن باشی
newsad ارسال شده در آبان 9، 2012 ارسال شده در آبان 9، 2012 یاران موا??ق همه از دست شدند در پای اجل یکان یکان پست شدند
THE PUNISHER ارسال شده در آبان 10، 2012 ارسال شده در آبان 10، 2012 (ویرایش شده) دلم رميده شد و غا??لم منه درويش / كه آن شكاري سرگشته را چه آمد پيش چوبيد بر سر ايمان خويش ميلرزم / كه دل به دست كمان ابروييست كا??ر كيش ویرایش شده آبان 10، 2012 توسط THE PUNISHER
newsad ارسال شده در آبان 11، 2012 ارسال شده در آبان 11، 2012 شراب بی غش و ساقی خوش دام رهند که زیرکان جهان از کمندشان نرهند
THE PUNISHER ارسال شده در آبان 11، 2012 ارسال شده در آبان 11، 2012 دانی که ز میوه ها چرا سیب نکوست؟ نیمش رخ عاشق است و نیمی رخ دوست
shah.ram ارسال شده در آبان 12، 2012 ارسال شده در آبان 12، 2012 تا زهره و مه در آسمان گشت پدید ------------ بهتر ز می ناب کسی هیچ ندید
THE PUNISHER ارسال شده در آبان 12، 2012 ارسال شده در آبان 12، 2012 :crying: آخه چرا من همش باید با "د" شعر بگم؟ اینقدر "د" ندین :crying: دیشب از زمزمه ی عشق تو بیدار شدم . . . . . توچه کردی که به عشق تو گر??تار شدم
newsad ارسال شده در آبان 12، 2012 ارسال شده در آبان 12، 2012 من بنده آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم
THE PUNISHER ارسال شده در آبان 12، 2012 ارسال شده در آبان 12، 2012 منم آن که دیده به دیدار دوست کردم باز چه شکر گویمت ای کار ساز بنده نواز نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز
newsad ارسال شده در آبان 12، 2012 ارسال شده در آبان 12، 2012 زین پیش نبودیم و نبد هیچ خلل زین پس چو نباشیم همان خواهد بود
THE PUNISHER ارسال شده در آبان 12، 2012 ارسال شده در آبان 12، 2012 در آن دریا به غواصی در آییم . . . . . . وز آن شادی به رقاصی در آییم
newsad ارسال شده در آبان 12، 2012 ارسال شده در آبان 12، 2012 ما را بجز خیالت، ??کری دگر نباشد در هیچ سر خیالی، زین خوبتر نباشد
THE PUNISHER ارسال شده در آبان 12، 2012 ارسال شده در آبان 12، 2012 دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند . . . . . . گل ادم بسرشتند وبه پیمانه زدند
newsad ارسال شده در آبان 12، 2012 ارسال شده در آبان 12، 2012 در کوی عشق باشد، جان را خطر اگر چه جایی که عشق باشد، جان را خطر نباشد
پست های پیشنهاد شده
لطفا برای ارسال دیدگاه وارد شوید
شما بعد از اینکه وارد حساب کاربری خود شدید می توانید دیدگاهی ارسال کنید
ورود به حساب کاربری