مهمان مهمان ارسال شده در دی 9، 2012 ارسال شده در دی 9، 2012 حلقه ی دســــتانت که بر کمـــــرم میزنــی ، زیـباتـرین اسارت "زندگــــــــــــــــــی من " است !
مهمان مهمان ارسال شده در دی 9، 2012 ارسال شده در دی 9، 2012 رنج تنهایی.... رنج تلخ است ولی وقتی آن را به تنهایی می کشیم تا دوست را به یاری نخوانیم، برای او کاری می کنیم و این خود دل را شکیبا می کند طعم تو??یق را می چشاند و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای ست "تنها" خوشبخت بودن در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است در بهار هر نسیمی که خود را بر چهره ات می زند یاد "تنهایی" را در سرت زنده میکند "تنها" خوشبخت بودن خوشبختی ای رنج آور و نیمه تمام است " تنها" بودن ، بودنی به نیمه است و من برای نخستین بار در هستی ام رنج "تنهایی" را احساس کردم...
مهمان مهمان ارسال شده در دی 9، 2012 ارسال شده در دی 9، 2012 تـــــو زندگی میکنی پیر میشوی تمام میشوی .... مـــــن عاشقت میمانم عاشقت میمانم عاشقت میمانم ... !
GOW ارسال شده در فروردین 29، 2013 ارسال شده در فروردین 29، 2013 بعضی ت??اوت ها انقدر محسوسن که پشت هیچ عشقی پنهون نمی مونن بعضی از آدمـــــــا رازهایی دارن که حتــــــــــــــــی خودشونم اونو نمی دونن گاهی دوتا عاشق انقدر نزدیکن که شب ??قط بالــــش هم خوابشون میشه گاهی دوتا هم خواب انقدر دورن که حتی خود دوری بی تـــــــابشون میشه
مهمان مهمان ارسال شده در تیر 2، 2013 ارسال شده در تیر 2، 2013 وقتی دیدم دست به سینه ایستادی...! تمام راه را برای اغوشــــــت دویـــــــــده بودم ...
behrozi.ir ارسال شده در تیر 2، 2013 ارسال شده در تیر 2، 2013 (ویرایش شده) دخترک خنده کنان گ??ت که چیست راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین تنگ گر??ته است به بر راز این حلقه که در چهره او این همه تابش و رخشندگی است ??روغ ??رخزاد با تشکر ویرایش شده تیر 3، 2013 توسط !!"aynaZ"!! تبليغ
مهمان مهمان ارسال شده در مرداد 23، 2013 ارسال شده در مرداد 23، 2013 قرار بعدی ما: امشب -مثل شب قبل- در سرزمین خواب ها در آسمان رویا ها جایی که برای پرواز شرط بال داشتن، کت و بالمان را نبندد دور از چشم ??اصله ها بی خبر از باید ها و نباید ها آن دور دور ها جایی که من و تو کنار هم معنا شویم
مهمان مهمان ارسال شده در مرداد 23، 2013 ارسال شده در مرداد 23، 2013 باز ای باران ببار بر تمام لحظه های بی بهار بر تمام لحظه های خشک خشک بر تمام لحظه های بی قرار باز ای باران ببار بر تمام پیکرم موی سرم بر تمام شعر های د??ترم بر تمام واژه های انتظار باز ای باران ببار بر تمام ص??حه های زندگیم بر طلوع اولین دلدادگیم بر تمام خاطرات تلخ و تار باز ای باران ببار غصه های صبح ??ردا را بشوی تشنگی ها خستگی ها را بشوی
mortezatroy ارسال شده در مرداد 23، 2013 ارسال شده در مرداد 23، 2013 از شعر خیلی خوشم میاد ممنون :crying:
مهمان مهمان ارسال شده در مرداد 23، 2013 ارسال شده در مرداد 23، 2013 بگذار باران بيايد و تو بيايي و بماني تا تمام خاطره را زير باران تا يك نگاه عميق تا يك تبسم عاشقانه تا لبخند تا بوسه تا يك آغوش گرم و تا يك ن??سي دوباره پيش ببريم
مهمان مهمان ارسال شده در مرداد 23، 2013 ارسال شده در مرداد 23، 2013 باران بهانه بود که تو زير چتر من تا انتهای کوچه بيايی و دوستی مثل گلی شکو??ه کند در ميانمان . . .
مهمان مهمان ارسال شده در مرداد 23، 2013 ارسال شده در مرداد 23، 2013 شرمنده ام جانا شما باران نداريد ؟ در خود پلايسدم شما گلدان نداريد؟ اين قدر بد اخميد پس لبخندتان كو؟ جز اين نگاه سرد يخبندان نداريد؟ گيرم كه ما زشتيم اين آغازمان نيست باشد شما زيبا ولي پايان نداريد؟ جانا چرا وقتي كه مي بينيد ما را در ذهنتان تصويري از انسان نداريد؟ البته مي بخشيد اما مطمئنيد مخلوط با ايمانتان شيطان نداريد؟!
مهمان مهمان ارسال شده در مرداد 23، 2013 ارسال شده در مرداد 23، 2013 عکســـــت را نگــــاه میکنــــم... آخ کــــه ایــــن عکـــس پیـــر نمیشـــود امــــــا ، پیـــــــرم میکنــــد ...!
مهمان مهمان ارسال شده در مرداد 23، 2013 ارسال شده در مرداد 23، 2013 کاش می دانستم چه کسی این سرنوشت را برایم با??ت آنوقت به او می گ??تم یقه را آنقدر تنگ با??ته ای که بغض هایم را نمی توانم... ??رو بدهم.....
مهمان مهمان ارسال شده در مرداد 23، 2013 ارسال شده در مرداد 23، 2013 دقایقم بوی تلخ دلتنگی میدهد . . . از تمام لحظه هایی که بی تو میگذرد خسته ام . . . نمیدانم تو مرا از دست داده ای یا من تو را ! ؟ !
مهمان مهمان ارسال شده در مرداد 23، 2013 ارسال شده در مرداد 23، 2013 "بی خبری" بی پایان ترین خبری است که از تومیرسد این روزها...!!
مهمان مهمان ارسال شده در مرداد 23، 2013 ارسال شده در مرداد 23، 2013 کش?? کردمت ...!! جاذبه ی چشم های تو ... زمین را از رو برده است !!
مهمان مهمان ارسال شده در مرداد 23، 2013 ارسال شده در مرداد 23، 2013 می گویند دنیا دار مکا??ات است ! دنیا را بی خیال ، ??علا که دار و ندار من تویی و ندیدنت مکا??ات …
مهمان مهمان ارسال شده در مرداد 23، 2013 ارسال شده در مرداد 23، 2013 آسوده از آواز این و آن.. یعنی جای کوچک دوری هم نیست.. من خودم را بردارم از دست این و ان بگریزم برای خودم ؟؟ ??قط سیاره ی سبز بی نامی کنار بید.. و سکوت و هوا همین..
مهمان مهمان ارسال شده در مرداد 23، 2013 ارسال شده در مرداد 23، 2013 کــــــــاش آدم . . هیــــــــچوقــت ن??هــــمــه . . یـــــه حـــر??ایــــــی دروغ بـــــــــوده!
مهمان مهمان ارسال شده در مرداد 23، 2013 ارسال شده در مرداد 23، 2013 نـــــه نـــــام . . .!! نـــــه چــــــــهره . . .!! نـــــه اثر انگـــــشت . . .!! آدم ها را از طرز " آه " کشيدن شان بشناسيد...!!
مهمان مهمان ارسال شده در مرداد 23، 2013 ارسال شده در مرداد 23، 2013 خوشبختی یا??تنی نیست ساختنی است . . از زندگی لذت ببر . . حتی اگر چیز با ارزشی را از دست داده ای . .
مهمان مهمان ارسال شده در مرداد 23، 2013 ارسال شده در مرداد 23، 2013 این قاعده ی بازی است.... اگر دست دلتان رو شد که دوستش داری ... باختنت حتمی است ... مراقب?? آخرین جملهی آخرین دیدار باشید ؛ دردش زیاد است!
مهمان مهمان ارسال شده در مرداد 23، 2013 ارسال شده در مرداد 23، 2013 دلتنگی شبی است که بی چشمهای تو... صبح میشود!
مهمان مهمان ارسال شده در مرداد 23، 2013 ارسال شده در مرداد 23، 2013 نیاز دارم به شنیدن صدای تو، اشتیاق به بودن در کنار تو، و درد سودا زده ای از سر نبودن نشانه های باز آمدن تو. شکیبایی، شکنجه من است، نیازی مبرم دارم به تو، ای پرنده عشق، به مهر تابناکت بر روز یخزده ام، به دست یاری دهنده ات بر زخم هایم که راویشان هستم. آه، نیاز، درد، اشتیاق! بوسه های پر دوامت، مایه حیات من، ناکامم بگذار تا بمیرم با بهار. از وقتی که ر??ته ای، گل من، دوست دارم که باز آیی، تا آرام کنی معبد اندیشه را که با نور ازلیش نابود می کند مرا.
پست های پیشنهاد شده
لطفا برای ارسال دیدگاه وارد شوید
شما بعد از اینکه وارد حساب کاربری خود شدید می توانید دیدگاهی ارسال کنید
ورود به حساب کاربری