رفتن به مطلب
انجمن پی سی دی

پست های پیشنهاد شده

ارسال شده در

ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻓ??? ﻣﯿﮑﻨﻦ

ﺗﻮ ﺣﻤﺎﻡ ???ﻭ???ﺯ ﻣﯿﺨﻮﻧﻦ

ﺳﺮ ???ﻼﺱ ﻣﯿﺨﻮ???ﺑﻦ

ﺗﻮ ﺭﺧﺘﺨﻮ?????? ﺑﺎ ﺗﻠﻔﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻦ

ﻣﻮﻗﻊ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﻦ

ﻣﻮﻗﻊ ﺭ???ﻧﻨﺪﮔﯽ ???ﺱ ???ﻡ ???ﺱ ﻣﯿﺪﻥ

ﺑﻪ ???ﺴﯽ ???ﻪ ???ﺯﺵ ﻣﺘﻨﻔﺮﻥ " ﭼﺸﻢ" ﻣﯿﮕﻦ

ﺑﺎ ???ﺴﯽ ???ﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩ???ﺭﻥ ﺩﻋﻮ??? ﻣﯿﮑﻨﻦ

ﻣﻮﻗﻊ ﺗﯽ ﻭﯼ ﺩﯾﺪﻥ ﻓﯿﺴﺒﻮﮎ ﭼ??? ﻣﯿﮑﻨﻦ

ﻣﻮﻗﻊ ﻓﯿﺴﺒﻮﮎ ﭼ??? ???ﺮﺩﻥ ???ﺬ??? ﻣﯿﺨﻮﺭﻥ

ﻣﻮﻗﻊ ﺧﻮ?????? ﺑﯿﺪ???ﺭﻥ

ﻣﻮﻗﻊ ﺑﯿﺪ???ﺭﯼ ﺧﻮ???ﺑﻦ

ﺳﺮ???ﺎﺭ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﻣﯿﺨﻮﻧﻦ

ﻭ ???ﻭﻗﺎﺕ ﻓﺮ???ﻗﺖ ???ﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻦ !!!

ﯾﻨﯽ ﻫﯿﭻ ﺟﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ???ﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﻧﻤﯿﮑﻨﻦ ﺑﻪ

ﺧﺪ??? . ﻧﺨﻨﺪ ﺗﻮ ﺑﺪﺗﺮﯼ .. (((

ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺗﻮﺟﻪ ???ﺮﺩﯾﻦ ﻫﯿﭻ ﻗﻨﺎﺩﯼ ﻗﻨﺪ

ﻧﻤﯿﻔﺮﻭﺷﻪ ! ؟

ﻫﯿﭻ ﻋﻄﺎﺭﯼ ﻋﻄﺮ ﻧﻤﯿﻔﺮﻭﺷﻪ

ﻗﻬﻮﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﻫﺎﻡ ﻫﻤﻪ ﭼﯽ ﺩ???ﺭﻥ ﺟﺰ ﻗﻬﻮﻩ !

ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻧﯿﺴﺖ ???ﻪ ﺩﯾﻮﻭﻧﻪ ﺧﻮﻧس

خخخخخخخخ....

  • پاسخ 2.5k
  • Created
  • آخرین پاسخ

Top Posters In This Topic

ارسال شده در

مرغ واز ??ریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی ؟!

پـَـَـ نَ پـَـَــــ خانوادش اومدن از سردخونه میخوان ببرن خاکش کنن !

 

به دوستم میگم دیروز داشت راز بقا نشون میداد شیره حملهکرد گورخره رو گر??ت...با حالت تعجب برگشته میگه:خوب بقیهگور خرا ??رار کردن؟

میگم:پ ن پ گوشی هاشونو درآوردن??یلم گر??تن بلوتوث کنن برا بقیه حیوونا!

 

 

 

امروز ۵۰متر دنبال اتوبوس دویدم :بعد راننده نگه داشته، میگه :میخوای سوار بشی...؟ . . . . . . . .

گ??تم :پ ن پ !!! میخواستم س??ر خوبی رو براتون آرزو کنم. s33.gif)))

ارسال شده در

ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﻃﻮ??? ﻣﻬﻤﺎﻧﻲ ﻛﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻳﻚ ﻛﻠﻤﻪ ﻫﻢ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺣﺮﻑ ﻧﺰﺩﻧﺪ .

ﭘﺲ ???ﺯ ﺩﻭ ﺳﺎﻋﺖ ﻳﻜﻲ ???ﺯ ???ﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﮔﻔﺖ : ﭘﻴﺸﻨﻬﺎﺩ ﻣﻲﻛﻨﻢ ﺣﺎﻻ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ

ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺳﻜﻮﺕ ﻛﻨﻴﻢ!!

ارسال شده در

ﻣﻮﺭﺩﺩ???ﺷﺘﯿﻢ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻣﯿﺨﻮ???ﺳﺘﻪ ﺷﯿﺸﻪ ﻧﻮﺷﺎﺑﻪ ﺭﻭﺑﺬ???ﺭﻩ ﺗﻮﯾﺨﭽﺎ???،ﺩﯾﺪﻩ

ﺟﺎﻧﻤﯿﺸﻪ ﯾﻪ ???ﻢ ???ﺯﺵ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ???ﻣﺘﺤﺎﻥ ???ﺮﺩﻩ !...

ﻣﯿﮕﻦ ﯾﺨﭽﺎ??? ﺗﺮ???ﯿﺪﻩ ???ﺯﺧﻨﺪﻩ

ارسال شده در

ﻣﻮﺭﺩ ﺩ???ﺷﺘﯿﻢ ﭘﺴﺮﻩ ﺭﻓﺘﻪ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﻋﮑﺲ ???ﻧﺪ???ﺧﺘﻪ , ﻧﻮﺷﺘﻪ

ﻣﻨﻮ ﻣﺎﺷﯿﻨﻪ ﺟﺪﯾﺪﻡ !...

ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺩﺯﺩﯼ ﺩﺭ ???ﻭﻣﺪﻩ ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪ??? ???ﻻﻥ ﺯﻧﺪ???ﻧﻪ

??قط خواستم بگم در جریان باشین از این ات??اقام میو??ته...

ارسال شده در

روزی شیخ با مریدان برزيل و آلمان در صحرا نشسته بودند ناگهان بادی وزید و همه ی آلمانيها را با خود برد.... برزيليها با غرور از شیخ پرسیدند:یعنی ما قوی تریم؟؟؟؟؟شیخ خندیدو گ??ت: نه شما سوراخید باد از شما رد میشود!!!!!!

برزيليها خشتکها دریدند و نعره کنان سر به بیابان نهادند....

ارسال شده در

ماهواره ممنوعـه،

اینترنت *****ه،

وی پی ان قطعه،

شراب حرامـه،

رابطه با جنس مخال?? گناهـه،

... ... امنیت خياله؛

عشق نايابه،

خیانت رواجه،

دروغ نقل و نباته؛

آینده سیاهه و هوا هم که آلوده .....

خوب پاشیم بریم اون دنیا دیگه! اینجا که خبری نیست شاید اونور یه خبرایی باشه ...

ارسال شده در

تو اتوبوس گوشیمو در آوردم ??یس بوکمو چک کنم

داشتم پستهارو می خوندم یهو یکی از پشت به شونم زده میگه: داداش پست قبلیه رو لایک کن خیلی با حال بود.

ارسال شده در

شبي به يادماندني با كنسرت بهترينهاي موسيقي ايران : هايده و مهستي - مكان : سواحل زيباي بهشت !! توسط تورهاي 747 ايران اير

ارسال شده در

دختــره هیکل??ش مثله بشکه 220 لیتریه

.

.

.

.

.

.

اونوقت تو پرو??ایلش نوشته:"آنقدر ظری??م که با یک نگاه ســـرد می‌شکنم...!!!

"یکی نیست بهش بگه:عزیزم شما با تبـــر?? نادرشاه ا??شار هم نمی‌شکنی!

برو با خیال راحت به زندگیت برس

ارسال شده در

[h=4]پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب دید که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده. یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر».

وضعیت غیرعادی اونو نگران کرد!

با بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خواند.[/h][h=4][/h][h=4]پدر عزیزم

با اندوه و ا??سوس ??راوان برایت می نویسم. من مجبور بودم با دوست دختر جدیدم ماریا ??رار کنم، چون می خواستم جلوی رویارویی با مادر و تو رو بگیرم

من احساسات واقعی رو با ماریا پیدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما می دونستم که تو اون رو نخواهی پذیر??ت، به خاطر تیزبینی هاش، خالکوبی هاش ، لباسهای تنگ موتور سواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره

اون یک کلبه توی جنگل داره و ک??لی هیزم برای تمام زمستون .ماریا به من گ??ت ما می تونیم شاد و خوشبخت بشیم

ما ??قط احساسات نیست، پدر، اون حامله است

ما یک رؤیای مشترک داریم برای داشتن تعداد زیادی بچه. ماریا چشمان من رو به روی حقیقت باز کرد که ماریجوانا واقعاً به کسی صدمه نمی زنه. ما اون رو برای خودمون می کاریم، و برای تجارت با کمک آدمای دیگه ای که توی مزرعه هستن، برای تمام کوکائینها و اکستازیهایی که می خوایم. در ضمن، دعا می کنیم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه، تا حال ماریا بهتر بشه. اون لیاقتش رو داره.

نگران نباش پدر، من ۱۵ سالمه، و می دونم چطور از خودم مراقبت کنم.

یک روز، مطمئنم که برای دیدارتون بر می گردیم، اونوقت تو می تونی نوه های زیادت رو ببینی[/h][h=4]با عشق

پسرت

John[/h][h=4]پاورقی : پدر، هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست، من بالا هستم تو خونه ی تامی

??قط می خواستم بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روی میزمه دوس??ت دارم! هروقت برای اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن[/h]

ارسال شده در

ﻣﻦ ﺗﺎﺣﺎﻻ ﯾﻪ ﺑﺎﺭ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯽ ﺧﻮﺭﺩﻡ ...

.

.

.

.

.

.

.

.

.

ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﻫﻢ ﻣﺴﺎﻭﯼ ???ﺮﺩﻡ ﭘﻨﺞ ﺑﺎﺭ ﻫﻢ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺷﺪﻡ ???ﻻﻧﻢ ﺑﺎ 17 ???ﻣﺘﯿﺎﺯ ﺭﺩﻩ ﺩﻭﻡ ﺟﺪﻭ???

ﻫﺴﺘﻢ . ???ﻣﯿﺪ?? ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﯽ ﺩ???ﺭﻡ

p18qlhr6bodoc7is11hn39n1iub16.gif

ارسال شده در

ملت چه بیکارن !

یکی مزاحم میشد هی اس هی زنگ…جواب نمیدادم که بیخیال شه…

دیگه تماس نگر??ت

بعد چند روز اس داده :

ببخشید من چند روز مزاحمتون نشدم کار داشتم دستم بند بود ، شرمنده،چه خبر؟20.gif

loudlaff.gifloudlaff.gifloudlaff.gif

لطفا برای ارسال دیدگاه وارد شوید

شما بعد از اینکه وارد حساب کاربری خود شدید می توانید دیدگاهی ارسال کنید



ورود به حساب کاربری

×
×
  • جدید...