mahdiyeh71 ارسال شده در اردیبهشت 1، 2011 مالک ارسال شده در اردیبهشت 1، 2011 من تو را برای شعر برنمی گزینم، شعر مرا برای تو برگزیده است. در هشیاری به سراغت نمی آیم؛ هر بار از سوزش انگشتانم درمی یابم که باز نام تو را می نوشته ام.
mahdiyeh71 ارسال شده در اردیبهشت 1، 2011 مالک ارسال شده در اردیبهشت 1، 2011 این کلام حر?? آخر من است : بدون تو هرگز! این عشق تو سرپناه آخر من است ، و این دوست داشتنت ، تنها امید بودن من است... بدون تو حر??ی برای گ??تن نیست به جز یک کلام : آن هم کلام آخر : خدانگهدار زندگی! بدون تو جایی برای ماندن نیست و هیچ راهی برای زنده بودن نیست.... چشم به راه تو میباشم در این جاده زندگی ، با پاهای خسته و دلی پر از امید! وقتی غروب می شود و تو نمی آیی دلم پر از خون می شود و چشمهایم پر از اشک... باز به انتظار طلوع و آمدنت مینشینم ، دلم میخواهد آن لحظه همچو خورشید در آسمان قلبم طلوع کنی .... ای وای از ??ردا... و وای از آن روزی که آسمان ابری و دلگر??ته باشد .... آن زمان خورشیدی در آسمان نیست ، و باز باید به انتظارت نشست .... نشست و گریست با همان دل پر از خون ، با آن پاهای خسته و قلبی شکسته.... این کلام حر?? آخر من است : بدون تو هرگز! این عشق تو سر پناه آخر من است و این غروب آغاز دلتنگی های من است .... بدون تو جایی نیست برای ماندن ، بدون تو باید س??ر به آن سوی دنیا کرد.... آری این کلام حر?? آخر من است : بـــــــــــدون تــــــــو هرگــــــــــز!
mahdiyeh71 ارسال شده در اردیبهشت 1، 2011 مالک ارسال شده در اردیبهشت 1، 2011 من امشب تا سحر بیدار می مانم دلم دریای طو??انیست نگاهم می شکا??د آسمانها را و جایت پیش من خالیست! به زیر شاخه ی تنها درخت خود لباس سبز می پوشم و با یادت سرودی تلخ می خوانم و چای تلخ می نوشم من امشب مشت می کوبم به دیواری که دلگیر است خودم هم خوب می دانم برای آرزو دیر است! من امشب داد خواهم زد دلم لبریز ??ریاد است به روی خاطرات بد صدای زوزه ی باد است برو با خود ببر دیگر از این جا ردّ پایت را به آتش می کشم امشب تمام نامه هایت را... صدایم باز می لرزد من امشب باز هم مستم تو گ??تی هر کجا باشی من اما در دلت هستم ولی پایان گر??ت امشب سقوط و گریه و ناله کنار پنجره ، دیگر نه گلدانی ، نه آلاله همان بهتر که من امشب ندیدم اشک چشمانت زدم یک بوسه بر عکست خدا یار و نگهدارت ??ریبا شش بلوکی
mahdiyeh71 ارسال شده در مهر 16، 2011 مالک ارسال شده در مهر 16، 2011 خسته شدم از آدمایی که می گن تو خیلی خوبی من لیاقت تو رو ندارم بی لیاقت های عزیز حداقل واسه دلیل ر??تنتون یه ریزه خلاقیت به خرج بدین !!!
mahdiyeh71 ارسال شده در مهر 16، 2011 مالک ارسال شده در مهر 16، 2011 ای خشم* به* جان* تاخته* تو??ان* شرر شو ای بغض* گل* انداخته* ??ریاد خطر شو ای روی برا??روخته*، خود پرچم* ره* باش* ای مشت* برا??راخته*، ا??راخته*تر شو ای حا??ظ* جان* وطن* از خانه* برون* آی از خانه* برون* چیست* که* از خویش* به* در شو گر شعله* ??رو ریزد، بشتاب* و میندیش* ور تیغ* ??رو بارد، ای سینه* سپر شو خاک* پدران* است* که* دست* دگران* است* هان* ای پسرم*، خانه* نگهدار پدر شو دیوار مصیبت*کده*ی حوصله* بشکن* شرم* آیدم* از این* همه* صبر تو، ظ??ر شو تا خود جگر روبهکان* را بدرانی چون* شیر درین* بیشه* سراپای جگر شو مسپار وطن* را به* قضا و قدر ای دوست* خود بر سر?? این تن* به* قضا داده*،* قدر شو ??ریاد به* ??ریاد بی??زای، که* وقت* است* در یک* ن??س* تازه* اثرهاست*، اثر شو ایرانی آزاده*! جهان* چشم* به* راه* است *ایران* کهن* در خطر ا??تاده*، خبر شو مشتی خس* و خارند، به* یک* شعله* بسوزان* بر ظلمت* این* شام* سیه*، ??ام* سحر شو ??ریدون مشیری
mahdiyeh71 ارسال شده در مهر 16، 2011 مالک ارسال شده در مهر 16، 2011 بی قرار توام و در دل تنگم گله هاست/ آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست /مثل عکس رخ مهتاب که ا??تاده در آب /در دلم هستی و بین منو تو ??اصله هاست/ آسمان با ق??س تنگ چه ??رقی دارد/ بال وقتی ق??س پر زدن چلچله هاست /بی تو هر لحظه مرا بیم ??رو ریختن است /مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست /باز می پرسمت از مسله دوری و عشق و سکوت تو جواب همه مسله ها ست
mahdiyeh71 ارسال شده در مهر 16، 2011 مالک ارسال شده در مهر 16، 2011 سنگینی لحظه های تنهایی... پر رنگی نا مهربانی هایت... برای پر پر کردن این دل کا??ی ست... این کاغذ نا نوشته... به سکوتی بغض آلود آغشته ست... تیک تیک ساعت... یاد آور زنجیر قطره های اشک... و صدای هق هق گریه ام را... امانت باد.... تا برساند به تو.... .... که در بازی عشقت... چه ساده قمار کردم و باختم.... ... دروغ بود... باور حضورت در قاب دل... سنگینی موج های نگاهت... شکست این قایق را... بعد از این.... کاغذ شاهد گله های دل خواهد بود....
mahdiyeh71 ارسال شده در مهر 16، 2011 مالک ارسال شده در مهر 16، 2011 چقدر حر?? هست و من ??قط سکوت میکنم آمدنت را سکوت کردم ، داشتنت را سکوت کردم ر??تنت را سکوت کردم ، انتظار بازگشتت را هم حالا نوبت توست باید درسکوت به تماشا بنشینی سوختنم را !!!
mahdiyeh71 ارسال شده در مهر 16، 2011 مالک ارسال شده در مهر 16، 2011 به آغوش تو محتاجم برای حس آرامش برای زندگی با تو پر از شوقم راز خواهـش به دستاى تو محتاجم براى لمس خوشبختى واسه تسكين قلبى كه براش عادت شده سختى...!
hamedbb22 ارسال شده در آذر 2، 2012 ارسال شده در آذر 2، 2012 به آغوش تو محتاجم برای حس آرامش برای زندگی با تو پر از شوقم راز خواهـش به دستاى تو محتاجم براى لمس خوشبختى واسه تسكين قلبى كه براش عادت شده سختى...! خیلی قشنگ ??رمودید با دل بازی می کنه
naderi.93 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 عشق را در نگاهت یا??تم هر روز/روز ها ر??ت و همان مانده نگاهت هر روز شاکی از روز وصالت که چرا/ ننمودم من نگاهت هر روز بعد تو جای تو خالیست در این خانه هنوز/ عکس دیواری تو قاب نگاهم هر روز
sogand992 ارسال شده در آذر 6، 2014 ارسال شده در آذر 6، 2014 نظرتون چیه؟؟؟؟ سلام به همه دوستان نظرتون رو درباره سایت های زیر بگین لط??ا: آپلود عکس آپلود ??ایل مدل جدید
پست های پیشنهاد شده
لطفا برای ارسال دیدگاه وارد شوید
شما بعد از اینکه وارد حساب کاربری خود شدید می توانید دیدگاهی ارسال کنید
ورود به حساب کاربری