sinaweb ارسال شده در مهر 1، 2011 ارسال شده در مهر 1، 2011 [ATTACH=CONFIG]229[/ATTACH] ??? «مدیریت» یا «رهبری»، کدام یک برای مو??قیت یک سازمان مورد نیاز است؟ یک سازمان برای آنکه به اهدا?? عالی خود دست یابد باید به دو مقوله «رهبری» و «مدیریت» توجه داشت باشد. چرا که در جهان صنعتی امروز صر??اً برخوردار بودن از مهارتهای مدیریتی برای مو??قیت یک مدیر کا??ی نیست، بلکه مدیران باید شناختی اساسی از ت??اوت میان «مدیریت» و «رهبری» داشته باشند و بدانند چگونه این دو ??عالیت برای تحقق مو??قیت سازمان باید با هم ترکیب شوند. در یک سازمان با وجود ت??اوت عمده بین «رهبری» و «مدیریت»، ارتباط تنگاتنگی بین آن دو وجود دارد؛ یک رهبر می تواند مدیر باشد و یک مدیر نیز می تواند «رهبری» کند. عکس این قضیه نیز صادق است؛ یعنی یک ??رد می تواند دارای هنر «رهبری» باشد بدون اینکه قادر باشد هد??های سازمانی را تحقق بخشد (مدیر نباشد) و یا اینکه یک ??رد ممکن است مدیر منظمی باشد ولی کارکنان از روی ترس و اجبار وظای?? خودشان را انجام دهند (رهبر نباشد.) در این نوشتار سعی داریم به این سئوال پاسخ دهیم که برای مو??قیت یک سازمان به کدام یک از دو مقوله «مدیریت» یا «رهبری» نیاز داریم؟ ??? تعری?? رهبری ??رآیند ن??وذ در دیگران و برانگیختن آنها برای همکاری با یکدیگر در جهت تحقق هد?? های گروهی را «رهبری» می گویند. یا می توان گ??ت: رهبری است??اده از ??رآیند ارتباطات در موقعیتی خاص برای اعمال ن??وذ در میان ا??راد و جهت دادن آنها به سوی مقاصدی مشخص است. و یا رهبری ??رآیند ن??وذ در دیگران است به طوری که آنها با اشتیاق و جدیت در دستیابی به اهدا?? سازمانی تلاش نمایند. «رهبری» را اصولاً «هنر ن??وذ در دیگران» می دانند. بدین معنی که پیروان به دلخواه نه از روی اجبار، از رهبر اطاعت می کنند. بنابراین، منظور از رهبری به طور عام، تأثیر گذاری بر ا??راد و انگیزش آنان به طوری است که از روی میل، علاقه و با اشتیاق برای دستیابی به هد?? های گروهی تلاش کنند. ??? تعری?? مدیریت ??رآیند برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و نظارت بر کار اعضای سازمان و کاربرد کلیه منابع قابل دسترسی برای رسیدن به هد??های تعیین شده سازمان را «مدیریت» می گویند. «مدیریت» به عنوان « هنر انجام دادن کارها به وسیله دیگران» نیز تعری?? شده است. چرا که مدیر با اتخاذ تدابیری برای انجام کارها توسط دیگران و نه شخص مدیر به اهدا?? سازمان نایل می شود. ??? ت??اوت مدیر و رهبر بسیاری از مدیران سازمان ها، از ت??اوت میان رهبری و مدیریت آگاهی ندارند و همین امر باعث می شود که در اجرای وظای?? سازمانی خود ، به اشتباه عمل کنند. رهبری همان مدیریت نیست. اگر چه بسیاری از مدیران رهبرند و بسیاری از رهبران مدیر، ولی ??عالیت های رهبری و مدیریت ??عالیت های یکسانی نیست. باید توجه داشت که «مدیریت» با «رهبری» ت??اوت های عمده ای دارد که باید مدیران در اجرای وظای?? خود به این ت??اوت ها توجه داشته باشند، برای آشنایی مدیران، به چند مورد از ت??اوت های یک «مدیر» با یک «رهبر» در یک سازمان اشاره می کنند: ۱) مدیران در پست خود منصوب شده اند. آنان قدرت قانونی دارند که اجازه می دهد در مواقع ضروری به دیگران پاداش دهند یا آنان را تنبیه کنند. در حالی که یک رهبر ممکن است منصوب شده و یا از درون گروه پدید آمده باشد و این اجازه را نداشته باشد که در مواضع ضروری دیگران را تشویق یا تنبیه کند چرا که قدرت قانونی ندارد. ۲) توانایی تاثیرگذاری مدیران بر ا??راد سازمان، بر مبنای اختیار رسمی است که از پست سازمانی آنها ناشی شده است در حالی که رهبران می توانند بر عملکرد دیگران تاثیر بگذارند بدون آنکه قدرت تاثیرگذاری آنان از اختیار رسمی ناشی شده باشد. ۳) مدیر اداره می کند در حالی که رهبر ابداع می کند. ۴) «مدیریت» یک رونوشت است در حالی که «رهبری» یک اصل است. ۵) مدیر امور را نگهداری می کند در حالی که رهبر آنها را بهبود می بخشد. ۶) مدیر روی سیستمها و ساختار تمرکز دارد ولی رهبر روی ا??راد تمرکز می کند. در واقع مدیریت به ??رآیندهای سازمانی توجهی حساب شده دارد در حالی که رهبری به کارکنان به عنوان ا??راد انسانی توجه واقعی دارد. ۷) مدیر از اجرای یک شغل اطمینان حاصل می کند، در حالی که رهبر مراقب ??ردی است که آن شغل را اجرا می کند و به او توجه دارد. ۸) مدیر نظارت می کند، ولی رهبر اعتماد می پراکند. ۹) مدیر دیدگاه محدودی دارد، ولی رهبر از دیدگاه وسیعی برخوردار است. ۱۰) مدیر «چگونه و چه وقت» را می پرسد، در حالی که رهبر «چه چیز و چرا» را می پرسد. ۱۱) مدیر نظر به انتهای خط دارد، ولی رهبر چشم به ا??ق دارد. ۱۲) مدیر پیروی می کند، در حالی که رهبر سرچشمه می گیرد. ۱۳) مدیر وضع موجود را می پذیرد، ولی رهبر با وضع موجود در جدال است. ۱۴) مدیر سرباز قدیمی خوبی است، اما رهبر آدم خودش است. ۱۵) مدیر کارها را درست انجام می دهد، در حالی که رهبر کارهای درست را، انجام می دهد. ??? برخی از خصوصیات عمده برای رهبران مو??ق برخی اعتقاد دارند که یک شخص یا رهبر متولد می شود یا نه. از نظر این ا??راد رهبران ابرمردانی هستند که به علت ویژگی هایی که موهبت الهی است شایستگی رهبری پیدا کرده اند، بنابراین کسانی می توانند نقش رهبری را در سازمان ای??ا کنند که دارای خصوصیاتی چون هوشمندی، برونگرایی، تسلط بر خود، اعتماد به ن??س، سخنوری و جاذبه کلام، زیبایی و جذابیت سیما و چهره و مانند آنها باشند. از جمله خصوصیات عمده ای که برای رهبران ذکر می شود، می توان به موارد زیر اشاره کرد: ۱) هوش: تحقیقات انجام شده بر روی رهبران مو??ق سازمانی نشان می دهد که هوش آنان از میانگین هوش پیروان و زیردستانشان بیشتر است. ۲) خصوصیات ظاهری و ??یزیکی مانند قد، سیما و حرکات دست. ۳) بلوغ اجتماعی و وسعت دید: رهبران از جهت عاط??ی با ثبات و دارای اعتماد به ن??س اند و نسبت به مسایل و رویدادهای اطرا?? خود دید و بینش وسیعی دارند. ۴) رهبران شخصیت برونگرا دارند. ۵) انگیزه های تو??یق طلبی و نیل به هد??: رهبران دارای انگیزه های قوی برای مو??قیت هستند و تو??یق طلب اند. ۶) خصوصیات شغلی مانند پشتکار و تلاش و ابداع و ابتکار. ۷) خصوصیات اجتماعی مانند مرتب اجتماعی و سیاسی. ۸) انسانگرایی: انسانگرایی و تاکید بر ارزش انسانها خصوصیت بارز دیگر رهبران مو??ق است. هر چند که عده ای عقیده دارند که توانایی رهبری با خصوصیت ??رد یا ویژگی های موروثی قابل بیان است، ولی باید این نکته را در نظر داشت که می توان برای رهبر خوب شدن آموزش دید و با برنامه های آموزشی یک رهبر مو??ق شد. ??? مهارتهای مورد نیاز مدیران مدیران در هر سطحی که باشند و در هر نوع سازمانی که ??عالیت کنند باید به مهارتهای خاصی مجهز شوند تا بتوانند در نیل به اهدا?? تعیین شده سازمان را یاری رسانند. این مهارتها عبارتند از: مهارتهای ادارکی، مهارتهای انسانی و مهارتهای ??نی. ۱) مهارتهای ادارکی: این مهارتها توانایی هماهنگی کردن و وحدت همه ??عالیت های سازمان را به مدیر می دهند تا بتواند سازمان را به صورت یک کل در محیطی که آن را احاطه کرده است مشاهده، و روابط متقابل بخشهای مختل?? و چگونگی تاثیر تغییر هر قسمت در کل سازمان را پیش بینی کند. مهارتهای ادارکی توانایی تحلیل موقعیت و تعیین ریشه مسایل و تدوین برنامه مناسب را به مدیر می دهند. این مهارتها خصوصاً برای مدیران عالی سازمان که باید اهدا?? وسیع و برنامه های بلند مدت سازمان را برای آینده طرح ریزی کنند، ضروری است. ۲) مهارتهای انسانی: این مهارتها به مدیر امکان می دهند تا با ا??راد، در کنار آنها و به طور موثر با آنها کار کند. مدیران در همه سطوح به این مهارت نیاز دارند، چون برای نیل به اهدا?? سازمان به ا??راد داخل و خارج سازمان وابسته اند. مدیرانی که مهارتهای انسانی خوبی دارند می توانند نیازها و انگیزه های ا??راد را درک و آنان را تشویق کنند تا بدون نگرانی در تصمیم گیری ها مشارکت داشته باشند. ۳) مهارتهای ??نی: این مهارتها به معنی توانایی به کار بردن ابزار، شیوه ها و دانش مورد نیاز برای اجرای یک زمینه تخصصی است. ??? وظای?? مدیر برای یک مدیر، وظای?? متنوعی عنوان شده است، اما در حالت کلی می توان وظای?? یک مدیر را به صورت زیر خلاصه کرد: ۱) برنامه ریزی: مدیر اهدا?? سازمان در درجه اول تعری?? می کند سپس با تعیین راهبرد تحقق این اهدا?? و ایجاد مجموعه ای از برنامه ها برای یکپارچه و هماهنگ کردن ??عالیت در جهت نیل به این هد?? ها گام بر می دارد. ۲) سازماندهی: مدیر مشخص می کند که در یک سازمان چه وظای??ی باید اجرا شوند و چه کسانی باید این وظای?? را انجام دهند. وظای??ی که می توانند با هم یک گروه شغلی تشکیل دهند، تعیین می شوند. ۳) هدایت: مدیر ??عالیت های ا??راد سازمان را هدایت می کند و آنها را هماهنگ می کند و با ایجاد انگیزه در زیردستان ??عالیت های آن را جهت می دهد، موثرترین مجاری ارتباط را انتخاب و تعارض میان اعضای سازمان را بر طر?? می کند. ۴) نظارت: مدیر برای اطمینان از اجرای درست و به موقع همه کارها عملکرد سازمان را ارزیابی می کند و عملکرد واقعی سازمان را با هد??هایی که از قبل تعیین شده بود، مقایسه می کند تا اگر انحرا?? هایی از برنامه های تعیین شده مشاهده شد، آنها را اصلاح کند. ۵) خلاقیت: مدیر برای آنکه با تحولات شتابان اندیشه ها سازگار شد و در صحنه رقابت با رقبای متعدد دوام بیاورد، باید شرایط لازم را برای بروز خلاقیت یعنی پیدایش اندیشه های نو در ا??راد سازمان به وجود آورد. ??? نتیجه گیری: از آنچه گ??تیم می توان دریا??ت که برای مو??قیت یک سازمان، باید به هر دو مقوله «مدیریت» و «رهبری» توجه داشت؛ هر چند یک مدیر مو??ق می تواند با توجه به مهارتها و وظای??ی که برای وی برشمرده ایم، سازمان را به سوی اهدا?? خود، پیش ببرد اما این مهارتهای مدیریتی برای مو??قیت در جهان صنعتی امروز کا??ی نیست. از سوی دیگر در طول تاریخ ثابت شده است که مو??قیت یا شکست جنگها، امور تجاری، مسابقه های ورزشی و گروههای معترض سیاسی تا حدود زیادی به رهبری آنها مربوط می شود به گونه ای که «بنیس» یکی از نظریه پردازان در مدیریت، در اهمیت «رهبری» معتقد است که «برای بقا در قرن بیست و یکم ما نیازمند نسل جدیدی از رهبران هستیم.». بنابراین باید مدیران سازمان ها در درجه اول به مهارتها و وظای??ی که در این نوشتار برای آنها برشمردیم، توجه داشته باشند و در درجه دوم با شناخت اساسی از ت??اوت میان مدیریت و رهبری بتوانند با ترکیب «مدیریت» و «رهبری»، برای تحقق مو??قیت سازمان گام بردارند. منابع: ۱- مبانی سازمان و مدیریت، طاهره ??یضی، انتشارات دانشگاه پیام نور، چاپ ۱۵، ۱۳۸۴ ۲- مدیریت ر??تار سازمانی، دکتر زهرا برومند، انتشارات دانشگاه پیام نور، چاپ اول، منبع:سایت راسخون
پست های پیشنهاد شده
لطفا برای ارسال دیدگاه وارد شوید
شما بعد از اینکه وارد حساب کاربری خود شدید می توانید دیدگاهی ارسال کنید
ورود به حساب کاربری