رفتن به مطلب
انجمن پی سی دی

پست های پیشنهاد شده

ارسال شده در

[ATTACH=CONFIG]214[/ATTACH]

از جمله پارادایم*های جدید که در پاسخ به کاستی های پارادایم*های سنتی و نوگرای مدیریت در پاسخگویی به نیازهای ??زاینده و در حال تغییر سازمان و جامعه مطرح شده است پارادایم* مدیریت ??را نوگرا )پست مدرن( است. ??رانوگرایی، بیانگر یک نظریه سیستماتیک و جامع نیست و به دریا??تها ،تشخیص ها و شناخت*های مت??اوت و به کثرت*گرایی باور دارد. ??را نوگرایی، محیط سازمان را متلاطم و متغیر می*داند و در نتیجه با طرح هر گونه نظریه جامع در مورد مدیریت مخال?? است و در برابر: برنامه ریزی،سازماندهی،??رماندهی،هماهنگی و کنترل، به ترتیب: به نوآوری، سازماندهی ??عال، ترغیب، هم آ??رینی و خود-کنترلی، باور دارد.

??? مقدمه

 

دنیای اطرا?? ما دایم در حال تغییر و دگرگونی است و اصطلاحاتی، مانند ??را صنعتی، جامعه دانش و عصر تکنولوژی در جهت توصی?? این تغییرات، است??اده شده اند. تکنولوژی ??را صنعتی و دنیای دانش محور، نیازمند این است که ا??راد همواره در تصمیم گیری های مهم درگیر شوند. وقتی تکنولوژی تغییر می کند ،روابط مربوط به همکاری و کنترل ??رایند کار هم تغییر می کند و هیچ ??رد دیگری، نه وابسته به نظم و ترتیب ماشین و نه وابسته به قوانین اداری در جهت نگهداری کنترل است، به علاوه اجرای موثر کارهای دانش محور، نیازمند آن است که هر ??ردی قادر به ??هم هد??های غیر معمول و اعمالی باشد که برگر??ته از ??رایند پیچیده کار است . با این ضروریات، نظریات سازمان و مدیریت پا به دوره جدیدی باعنوان: ??را نوگرایی می*گذارند. این نظریات پیوستاری را از پیش نوگرایی، نوگرایی و ??را نوگرایی طی کرده اند. اگرچه نمی توان مرز هر دوره را با دوره دیگر به روشنی تمیز داد؛ اما می توان ویژگی این سه دوره را به ترتیب، سکون، ثبات و تلاطم دانست. با توجه به ویژگیهای هر دوره، نظریه هایی، مانند: نظریه های کلاسیک، نظریه های نئوکلاسیک و نظریه*های ر??تارگرایی، زیر عنوان نظریه های پیش نوگرا مطرح می*شوند. رویکرد سیستمی و مدیریت اقتضایی از جمله نظریه های نوگرا محسوب می شوند ونظریه های ??رانوگرای مدیریت نیز، شامل مدیریت کی??یت جامع، سازمان مجازی، سازمان شبکه ای، مدیریت دانش، سازمان یادگیرنده و سازمان یاددهنده هستند.

??? م??هوم ??رانوگرایی

 

در مورد تاریخچه و م??هوم ??را نوگرایی نظریات مت??اوتی مطرح شده است. واژه پست مدرنیسم در ??ارسی به صورت*های مختل??ی، مانند: پسا نوین گرایی، پسا مدرنیسم، پسا تجددگرایی، ??رامدرنیسم، پسا مدرنیته و ??را نوگرایی ترجمه شده است. این م??هوم بیانگر یک جریان ??لس??ی، سیاسی، ??رهنگی و روشن??کری بوده، در سالهای اخیر در ادبیات مدیریت نیز مورد توجه قرار گر??ته است، اما هنوز درباره تاریخ شروع آن و حتی معنی آن در بین نویسندگان و صاحبنظران اختلا?? نظر ??راوانی وجود دارد. دیدگاه ??رانوگرایی یا پست مدرنیسم همچنان که در قلمروهای مختل?? مانند: ??لس??ه، سیاست، هنر، ??رهنگ و علوم اجتماعی مسائل تازه*ای را مطرح ساخته است، در حوزه مدیریت نیز دیدگاههای جدیدی را مطرح کرده است. بعضی، این م??هوم را جریانی علیه نوگرایی، بعضی، به عنوان تداوم و تکمیل نوگرایی و گروهی آن را مرحله*ای بعد از نوگرایی می*دانند که برای حل بحرانهای ناشی از نوگرایی سر برآورده است.

(1)بر این باور است که: م??هوم علمی و اجتماعی ??رانوگرایی در دهه ۱۹۶۵، با پرسش و تردید در مورد مرجعیت عقل و وضع هر گونه نظریه جامع و مطلق پا به عرصه گذاشت و با دو مورد در ارتباط بود:

۱) تغییر ساختار اقتصادی؛

۲) مبارزه با اصول بنیادی نظریه پردازان نوگرا.

تغییر ساختار اقتصادی ( صنعت*زدایی اقتصادی ) : از سال ۱۹۶۰ تا سال ۱۹۸۵ تعداد مشاغل صنعتی رو به کاهش نهاد و شمار مشاغل خدماتی ا??زایش یا??ت. علاوه بر آن، ماهیت کارها نیز تغییر کرد عبارتهایی مانند: ??راصنعتی، جامعه دانش و عصر تکنولوژی در جهت توصی?? این تغییرات است??اده شده اند (2*) .

روشهای مدیریتی، روی م??اهیمی، مانند: آرمان و دیدگاه مشترک ، تصمیم*گیری مشارکتی ، مدیریت مبتنی بر مکان (Site-Based Management) و چرخه*های کی??یت تاکید می کند که تمام آنها بر مبنای تشخیص اهمیت مشارکت ادراکی و ??کری کارمند در ??رایند کار است. نیاز آموزشی که به وسیله جامعه تجاری و دانشی بیان می شود، برای تمام نیروی کار لازم است تا مهارتهای شناختی نظم بالاتر را ??را گیرند (3) .

مبارزه با اصول نظریه پردازان نوگرا و نقد آنها : نوگرایی به عنوان یک پدیده ??رهنگی در آمریکا مربوط به اواخر سده نوزدهم است. عناصر زیربنایی و ساختاری نوگرایی ، شامل: تسلط بر طبیعت ، پیشر??ت و تغییر ، عقلانیت، کارایی و روابط غیر شخصی است. شکل اصیل سازمان نوگرا ، بوروکراسی است. نوگرایان بر این باورند که تسلط بر طبیعت و جامعه از راه توسعه تکنولوژیکی و مدیریت عقلانی به دست می آید و اصولی، مانند: برابری ، عقلانیت*، غیر شخصی بودن و خرد گرایی جزء نگر را معر??ی می کنند.

نتیجه توسعه نوگرایی اعتقاد به قدرت علم تجربی _ منطقی در جهت کنترل جهان اجتماعی و طبیعی بود. نوگرا به واقعیت عینی که بوسیله استدلال و تعقل تعری?? شده، باور دارد و آموزش مدیریت را هم در جهت به کار بردن عقلانیت تکنیکی در سازمانها به کار می برد. اما ??رانوگرایی نسبی گراست و از کثرت واقعیات ذهنی که به وسیله تجربه تعری?? شده است تجلیل می*کند و در برابر از بین ر??تن اقتدار مطلق شادمان می شود. ت??اوت مهم بین نوگرایی و ??را¬¬¬¬نوگرایی در تغییر ??را روایت است. در حقیقت ، ??رانوگرا، ??رضیه مرگ ??را روایت را مطرح می سازد. در روایت نوگرا ، مدیریت علمی و روابط انسانی هد??های مدیر را تشکیل می دادند. ??رد، یک ابزار مکانیکی بود که به گونه علمی قابل کنترل بود . مشاغل باید رسمی سازی ، استاندارد سازی ، متمرکز سازی و تخصصی می شد. روایت ??رانوگرا بر سازمان شبکه ای ، با خطوط مسطح ، هماهنگی ا??قی و روابط موقتی بین ??روشنده ، مصر?? کننده و کارکنان، تاکید دارد؛ یک شبکه پاسخگو*، موقتی و بخش بخش که همه مرزهای سازمانی را محو می کند. (4) .

در ایدئولوژی نوگرا، به یک ??رد استدلال کننده یک موقعیت و پست داده می شد و به ساختار استدلال، بیشتر از خود ??رد اهمیت می دادند. انتقاد از تسلط گرایی و خرد گرایی تکنیکی (عقل ابزاری)، مقاومت و مخال??ت با معناهای مرسوم و تلاش در جهت ایجاد ساختار*های گ??تمانی، از ویژگیهای مهم ??رانوگرایی است.

??رانوگرایی یک حرکت و جنبش تاریخی است، همان*گونه که مدیریت علمی و روابط انسانی جنبشهای تاریخی هستند. جنبش ??رانوگرا این موارد را شناسایی و مطرح کرد:

۱) نقش آزاد شده زنان واقلیت ها در محل کار؛

۲) نیاز به مهارت آموزی مجدد همه کارکنان؛

۳) نیازهای اساسی آموزش و پرورش؛

۴) تاکید هم بر ??رد، هم بر گروه و هم بر جامعه(5).

مضمون اصلی ??رانوگرایی در م??اهیمی، همچون: اختیار، توانایی شکار موقعیت، نسبیت گرایی، زمان شتابنده، درونگرایی، ??رد گرایی، ??وریت، ارتباطات و تعامل نه??ته است و به عنوان یک پدیده ??رهنگی، آمیزه*ای از سبکهاست که ابهام را تحمل می کند، بر تنوع تاکید دارد، نوآوری را ارج می نهد و بر ساختارزدایی از واقعیت اصرار دارد.

??? مدیریت ??رانوگرا

 

پیش از انقلاب صنعتی، مردم از راه کارآموزی و شاگردی در پیشه ها و صنایع به آن اندازه ماهر می شدند که دیگر نیازی نداشتند که کسی به آنان چگونگی طرحریزی، سازماندهی و کنترل را آموزش دهد. آنان آنچه را که انجام می دادند دقیقا آموخته بودند. از سویی دیگر، بسیاری نیز به عنوان غلام و برده در خدمت و استثمار اربابان بودند. ا??راد چرخ دنده های ماشین بودند. پیشگامان پیش نوگرایی آدام اسمیت، ماکس وبر، ??ردریک تیلور و التون مایو بودند.

در پیش نوگرایی و حاکمیت تیلوریسم، مباحث بوروکراتیک در راس قرار داشت و ??رض می شد که مدیریت علمی، مدیریت تعلیمی است. حتی با ظهور نهضت روابط انسانی این ??رض تغییر چندانی نکرد و همچنان مدیران مغز بودند و کارکنان دست. نظارت و کنترل، سلسله مراتبی ادامه داشت و با وجود اینکه م??اهیم تمرکز*زدایی و توانمندسازی مطرح می شد، اما همچنان سخن و تصمیم رهبر ارجح بود. در حالی که تلاطم، عدم اطمینان و هرج و مرج طلبی، نظم و ثبات را تهدید می کردند، کنترل روابط، پاسخی بود به این تهدیدها. مدیریت برمبنای هد??، استراتژی*های مدیریت و سیستم*های اطلاعات مدیریت نیز در رابطه با کنترل و یا??تن روشهایی برای بازرسی و کنترل به کار گر??ته می شدند. با ظهور بوروکراسی نیز انسان مدرن، به ماشینی بی روح، و مشغول به کاری تکراری، خسته کننده و بسیار تخصصی تبدیل شد. این روند ادامه داشت تا اینکه پیشگامان جدید، سازمانها را به صورت یک کل در نظر گر??تند که بخشهایش از هم جدا نیستند و مهارتها بالا و چند بعدی، انعطا?? پذیری بالا و شامل شبکه های خود-طرحریز است. در این وضعیت، طرح اولیه ??رانوگرایی عبارت بود از، آزادی هر گروه زیر ??شار و کنترل، به گونه ای که از هر گونه اجبار، ترس و تهدید آزاد شود (6).

پیتر دراکر در سال(۱۹۹۲) با طرح پرسشهایی مانند: «آیا ما ??راتر از عصر ماشین هستیم؟ ??راتر از زمانی که ا??راد در کار هیچ مهارتی نداشتند؟ آیا کار کردن در تیم های خود گردان، در یک شبکه جهانی و مسطح و روابط باز، ا??راد را توانمندتر و خود کنترل تر می سازد و کمتر استثمار می کند؟ او برای نخستین بار از مدیریت ??را نوگرا سخن به میان آورد. وی در ادامه می گوید:« در انقلاب ??رانوگرا بخشهای مختل?? دریا??ته اند که واژه*هایی شبیه: مدیریت کی??یت جامع، سیستم های ??نی-اجتماعی، توانمندسازیو سیستم های تولید منعط??، جانشین واژه*های* کنترل و ??رماندهی نوگرا و یا حتی تحکم و اجبار پیش نوگرا هستند. بوج و دنهی بر این باورند که: «پیش مدرن، مدیریت مهارت مدار، مدرن، مدیریت هرم مدار و ??رانوگرا*، مدیریت شبکه مدار است. اما ??رانوگرا ??قط یک سیستم اداره و یک سازمان شبکه ای مسطح نیست، بلکه یک روش برای کش?? و مورد چالش قرار دادن اشکال استثمار است» (7).

ت??اوت مهم بین پیش نوگرا، نوگرا و ??رانوگرا در تغییر روایت است. در حقیقت، ??رانوگرا ??رضیه مرگ ??را روایت را مطرح کرده، آنرا با تعدادی از روایتهای رقیب جایگزین می سازد. در روایت مدرن، مدیریت علمی و مدیریت روابط انسانی، هد?? قرار گر??تند. ??رد یک ابزار مکانیکی بود که به گونه علمی قابل کنترل بود. در نظریه وبر نیز مشاغل بزرگ، همانند حکومت کردن و نظارت گسترده، باید رسمی سازی، استاندارد سازی، متمرکز سازی، عادی سازی و تخصصی می شد. در روایت ??رانوگرا، ??رد که قربانی سیستمی از مقوله های علمی موجود است، باید از حبس بودن در دنیای مادی و هد??های سازمانی آزاد شود. روایت ??رانوگرا بر سازمان شبکه ای، با خطوط مسطح، هماهنگی ا??قی و روابط موقتی بین ??روشنده، مصر?? کننده و کارکنان تاکید دارد؛ یک شبکه پاسخگو، موقتی و بخش بخش که همه مرزهای سازمانی را محو می سازد. در این حالت، ??رانوگرا با محیط گرایی مرتبط می شود. در نتیجه این محیط گرایی، توجه به تنوع و گوناگونی ا??زایش یا??ت که این با ارزشهای نوگرایی مخال?? بود.

مدیریت ??رانوگرا، مؤل??ه های مدیریت را به گونه ای دیگر مطرح و تعری?? می کند. مؤل??ه های: برنامه ریزی، سازمان دهی، ??رماندهی، هماهنگی و کنترل، در مدیریت ??رانوگرا به ترتیب، به صورت: نوآوری و ابتکار، سازمان دهی ??عال، ترغیب، هم آ??رینی و خودکنترلی مطرح می شوند (8). در ادامه به طور خلاصه هریک از م??اهیم مطرح در مدیریت ??رانوگرا را شرح می دهیم:

▪ نوآوری: سازمانها برای موثر بودن باید عدم قطعیت و هر احتمالی را در محیط اداره کنند. عدم قطعیت به این معنا که تصمیم*گیران اطلاعات زیادی در مورد محیط ندارند و برای پیش بینی تغییرات دچار مشکل هستند، بنابر این برای ماندگاری خود باید به طور مستمر ایده*های نو ارائه دهند. علاوه بر آن، ارزشهای ا??راد و سازمانها همراه با واقعیات تغییر می کند و این تغییرات به نوبه خود تعدیل در برنامه ها و تجدید نظر در هد??ها و راههای رسیدن نیل به هد??ها را ضروری می سازد (9). در نتیجه دیگر نمی توان از برنامه ریزی به م??هوم کلاسیک آن سخن گ??ت و م??اهیم نوآوری و اختراع و ابداع مطرح می شوند.

بنابراین به علت اعتقاد ??رانوگرایی نسبی گرایی و عدم ثبات، در مدیریت ??رانوگرا نوآوری در برابر برنامه ریزی مطرح می شود و کارکنان به عنوان سرمایه*های اصلی سازمان مورد تشویق و تقدیر قرار می گیرند. رهبر ??رانوگرا باید خود خلاق، مخترع و نوآور باشد و کارکنان را نیز به سمت خلاقیت و نوآوری هدایت کند.

▪ سازمان دهی ??عال: ??را نوگرایی، به دلیل اهمیتی که برای تمرکز زدایی قایل است، م??هوم سازماندهی ??عال را در تقابل با سازماندهی مطرح می*کند، که عبارت است از الگویی که بر مبنای اطلاعات حاصل از شناسایی شرایط محیط، هد??ها و وظای??، اطلاعات و ??ناوری و موقعیت ??نی و راهبردی سازمان انتخاب می*شود و اتکای کمتری به ساختهای رسمی *و روابط از پیش تعیین شده دارند . سازماندهی پهن، غیر متمرکز، با لایه ها و طبقات کم ، منعط?? و مسطح برای تیمهای خود مختار مورد تأکید است (10). در این نوع سازمان دهی، سیستم های تولید منعط??، مدیریت کی??یت جامع، ت??ویض اختیار و توانمندسازی به منظور جایگزینی سلسله مراتب کلی سازمان نوگرا، پیشنهاد شده اند. کارکنان به*وسیله نمودارهای کنترل کی??یت آماری و ??ناوری اطلاعات، کارشان را سرعت می*بخشند. سازمانهای هرمی *شکل از بین می*روند و اصول طراحی سازمانهای ا??قی، مسطح و ??را سلسله مراتبی (Post -Hierarchical) جایگزین آنها می*شوند.

▪ ترغیب: ترغیب که در ??را نوگرایی در تقابل با ??رماندهی مطرح می*شود، به این اشاره دارد که مدیریت هنر و توانایی پی گیری آرزوهای جدید و ایجاد تعهد به پی جویی آنها است. در دوران جدید،کارکنان ??رهیخته هستند و در نتیجه مشارکت و همکاری در گروه ها به یک آرمان مشترک دست می*یابند و از این راه به هد??ها متعهد می*شوند و برای رسیدن به آنها تلاش می*کنند (11). بنابراین دیگر نیازی به ??رماندهی مستقیم ندارند. مدیر سعی می*کند از راه ن??وذ و تاثیر گذاری به هدایت آنان بپردازد. از راه ترغیب، ا??راد توانمند می*شوند. توانمندسازی کارکنان یعنی ??راهم کردن زمینه برای شنیدن صدای آنها و شریک شدن در معادله دانش - قدرت. در ت??کر ??رانوگرا هم صدایی،تصمیم گیری مشترک و هم ??کری، نتیجه مشارکت در سازمان است(12).مدیر ??رانوگرا از راه برقراری روابط غیر رسمی و دوستانه و احترام همراه با اعتماد، ر??تارها و واکنشهایی را از خود به نمایش می گذارد که کارکنان ترغیب می شوند، راهنماییهای او را می*پذیرند و برای دستیابی به هد??ها تلاش می کنند.

▪ هم آ??رینی: در مدیریت ??را نوگرا در تقابل با هماهنگی ، هم آ??رینی مطرح می*شود. هنگامی*که هماهنگی داوطلبانه، غیر رسمی، بدون تشری??ات سازمانی، توسط ا??راد و واحدهای سازمانی ایجاد شود، هم آ??رینی صورت می*پذیرد. در این مورد کارمند باید هد??های خود و واحد خود را بشناسد، تصویر روشنی از آنچه نیاز دارد، در نظر داشته باشد و خود را با سازمان و هد??های آن و??ق دهد. در هم آ??رینی از ساز وکارهای غیر رسمی*و هماهنگی گروه های کاری توسط خود آن گروه ها است??اده می*شود. بدین منظور مدیریت ??را نوگرا با ایجاد گروه های کاری مختل??، گ??تمان را در بین ا??راد تسهیل می*کند و این گ??تمان به قصد ساختن و مبادله اطلاعات انجام می*گیرد و راه را برای مشارکت بیشتر و بهبود ??عالیتهای سازمانی می*گشاید (13). گ??تمان از آن جهت مورد تأکید ??را نوگرا هاست که وسیله ای برای تقویت و گسترش تعامل های اجتماعی به شمار می*آید و ارمغانهایی همچون: ارتقای گرایش به همکاری و اقدام جمعی، ا??زایش تحمل و بردباری در برابر دیدگاه*های مخال??، بالندگی اندیشه جمعی و رشد راه*های نو برای حل مسائل را در پی خواهد داشت(14).

در هم آ??رینی، ??رد به گونه ذهنی و عاط??ی، در یک وضعیت گروهی، درگیر می*شود و این درگیری وی را وادار می*کند تا به هد??های گروه کمک کند و خود را در مسئولیت های آن گروه سهیم بداند و برای به انجام رساندن آنها ت??کر و تلاش کند.

▪ خود کنترلی: م??هوم کنترل و قدرت در ??را*نوگرایی از تعری?? وبر که ??قط به کنترل اجتماعی و کارایی ??ردی تأکید دارد، ??اصله می*گیرد و به صورت خودکنترلی مطرح می*شود. کنترل از راه مصاحبت اعمال می*شود و ساختار مصاحبت ممکن است باعث تشویق زیردستان در یک سازمان شود و در نتیجه کنترل، برابر است با درگیر شدن در یک گ??تگوی دانش محور. خود کنترلی از راه پذیرش مسؤلیت ??ردی برای کارهای خود صورت می*پذیرد. از آنجا که سازمان ??را نوگرا، اساس رابطه و حضور را به ارزشها و گرایشهای مشترک می*گذارد، انتظار می*رود که به دلیل کشش های درونی کارکنان و جاذبه های بیرونی و موضوع های سازمانی، مشکلات انضباطی به کمترین میزان در آن پدیدار شود (15).

??? سازمان ??رانوگرا

 

سازمان ??رانوگرا، شبکه ای از تنوع، خود رهبری و تیمهای خود کنترل با چندین مرکز است که ر??تارهای سازمانی خود را به اقتضای شرایط هماهنگ می*کند. این سازمان خواهان تغییر است و از آن استقبال می کند و مشارکت و تعاون به معنای واقعی کلمه و با حضور کارکنان رده های مختل?? سازمان محقق می شود. ??رانوگرا توصیه می کند که سازمان ها ویژگیهایی همچون خود مختاری، استقلال داخلی، کار تیمی، رهبری مشارکتی و تنوع ??رهنگی را توسعه دهند. سلسله مراتب مسطح، مدیریت ماتریسی، یادگیری مشارکتی و مدیریت پروژه بعضی از رویکردهای معمول در این زمینه هستند. تا??لر سازمان متناسب با عصر ??رانوگرایی و ??راصنعتی را سازمان موج سوم می نامد و سه ویژگی: قابلیت انعطا??، خلاقیت و نوآوری را برای آن بر می شمارد. در نهایت می توان گ??ت که ت??کر سازمانی ??رانوگرا، دیدگاه های مردم*سالار و تکثرگرا را به عنوان روشهایی برای اداره موقعیت های غیر قابل کنترل تشویق می کند.

??? نتیجه گیری

 

ت??اوت مهم بین پیش نوگرایی، نوگرایی و ??رانوگرایی، در تغییر روایت است. در حقیقت، ??رانوگرا ??رضیه خاتمه ??را روایت را مطرح کرده، آن را با تعدادی از روایتهای رقیب جایگزین می*سازد. در روایت پیش نوگرا، ??رد یک ابزار مکانیکی بود که به گونه علمی*قابل کنترل بود. در نظریه وبر نیز مشــاغل بزرگ، همانند: حکومت کردن و نظارت گسترده، باید رسمی*سازی، استاندارد*سازی، متمرکز سازی، عادی*سازی و تخصصی می*شـدند. در روایت ??رانوگرا، ??رد که قربانی سیستمی*از مقوله*های علمی*موجود است، باید از حبس بودن در دنیای مادی و هد??های سازمانی آزاد شود. روایت ??رانوگرا بر سازمان شبکه*ای، با خطوط مسطح، هماهنگی ا??قی و روابط موقتی بین ??روشنده، مصر?? کننده و کارکنان تاکید دارد؛ یک شبکه پاسخگو، موقتی و بخش بخش که همه مرزهای سازمانی را محو می*سازد. در این حالت ??رانوگرا با محیط*گرایی مرتبط می*شود. در نتیجه این محیط گرایی، توجه به تنوع و گوناگونی ا??زایش یا??ت که این مخال?? با ارزشهای نوگرایی بود. نظریات ??رانوگرا اکثر اصول مدیریت کلاسیک را به چالش می*کشند و ت??کر سازمانی دموکراتیک و تکثرگرا را تشویق می*کنند. وعده مدیریت ??رانوگرا رهایی از مدیریت است. قدرت و اختیار به تعداد گسترده ای از ا??راد، که به*وسیله طرح¬ریزی متمرکز، سازماندهی متمرکز و رهبری و اقدامات کنترلی متمرکز، در حاشیه نگه داشته شده بودند، اعطا می*شود. در این نوع مدیریت، کوچک زیباست و ائتلا?? موقتی گروه ها، قدرتمند و زیباست. در نهایت باید گ??ت که در ??رانوگرا، واژه مدیریت به معنای اداره کردن امور و دیگران، یکسره ??رو می ریزد و رهبری، واژه مناسب تری از مدیریت است و درجه رهبری را میزان ن??وذ در دیگران تعیین می کند.

پي نوشت ها :

 

1-پیترز (۱۹۸۹)

2-پیترز، ۱۹۸۹

3-لوین، ۱۹۹۰

4-بوج و دنهی، ۲۰۰۰

5-بوج و دنهی، ۲۰۰۰

6-بوج و دنهی،۱۹۹۹

7-بوج و دنهی،۲۰۰۰

8-میرسپاسی،۱۳۸۳

9-ایکا??، ۱۳۷۵

10-بوج و دنهی،۱۹۹۹

11-کئو و تابین،۲۰۰۰

12-جانسون،۱۹۹۴

13-کئو و تابین،۲۰۰۰

14-آهنچیان،۱۳۸۲

15-بوج و دنهی،۲۰۰۰

 

منابع:

۱. آهنچیان، محمد رضا: آموزش و پرورش در شرایط پست مدرن، تهران: طهوری، (۱۳۸۲).

۲. ایکا??، راسل: برنامه ریزی تعاملی (مدیریت هماهنگ با تحول برای ساختن آینده سازمان )، ترجمه: تهران: نشر ماد، ۱۳۷۵.

۳. میرسپاسی،ناصر: مدیریت منابع انسانی و روابط کار، تهران: انتشارات میر،(۱۳۸۳) .

۴. Boje , D & Dennehy, R . (۲۰۰۰). The Story of Post Modern Management . Sage Publication. ۵. Boje , D & Dennehy ,R . (۱۹۹۹) . Organizing Stories : Managing in the Post Modern World, Sage Publication. ۶. Keough ,T & Tobin , B. (۲۰۰۰). Post Modern Leadership and the Policy Lexion: from Theory Proxy , to Practice . Quebec . Level University. ۷. Jahnson , B. (۱۹۹۴) . Educational Administration in the Post Modern Age: London : Westpord Connectitut ۸. Levin , H . M (۱۹۹۰), Economic Trends Shaping the Future of Teacher Education, pp ۷-۱۵ ۹.Peters, M. (۱۹۸۹), Techo-science: Rationality and the University: Lyotard on the Postmodern Condition. Educational Theory. Vol,۳۹. No,۲. PP ۹۳-۱۰۵.

منبع:سایت راسخون

لطفا برای ارسال دیدگاه وارد شوید

شما بعد از اینکه وارد حساب کاربری خود شدید می توانید دیدگاهی ارسال کنید



ورود به حساب کاربری
×
×
  • جدید...