مهمان مهمان ارسال شده در مرداد 2، 2013 ارسال شده در مرداد 2، 2013 تکیه کردم بر و??ای او غلط کردم ، غلط باختم جان در هوای او غلط کردم، غلط عمر کردم صر?? او ??علی عبث کردم عبث ساختم جان را ??دای او غلط کردم ، غلط دل به داغش مبتلا کردم خطا کردم خطا سوختم خود را برای او غلط کردم ، غلط اینکه دل بستم به مهر عارضش بد بود بد جان که دادم در هوای او غلط کردم ، غلط از بــرای خــاطــر اغــیـار خــوارم مــی کــنـی من چه کردم که اینچـنین بـی اعتـبـارم می کنی روزگـاری آنـچـه بــا مـن کـرد اسـتــغـنـای تــو گـر بــگـویـم گـریـه هـا بــر روزگـارم مـی کــنـی سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کرده ای تا نداند کس که چون بی اعتبارم کرده ای ناامیدم بیش از این مگذار خون من بریز چون به لط?? خویشتن امیدوارم کرده ای
پست های پیشنهاد شده
لطفا برای ارسال دیدگاه وارد شوید
شما بعد از اینکه وارد حساب کاربری خود شدید می توانید دیدگاهی ارسال کنید
ورود به حساب کاربری