رفتن به مطلب
انجمن پی سی دی

پست های پیشنهاد شده

ارسال شده در

بدون اینکه “مار??? ی در کار باشد

مزه ی “زهرمار??? را میچشم وقتی نیستی…

.

.

.

تا نباشد این جدایی ها، نداند قدر یاران را،

کویر خشک می داند، بهای قطره باران را…

.

.

.

ندارم لحظه ای از تو رهائی / امان از عشق و این رهائی

تمام ترس من ناگ??ته پیداست / مبادا بین ما ا??تد جدائی . . .

.

.

.

گ??ـــــته بودمـ بی تـــو سخــــت میگــــــذرد بـی انـصـا??ــــــــ !

حـــــر??مـ را پس میگــیرمـ

بــی تــــــو انگـــــــار اصـلا نمـیگــــــذرد …

.

.

.

جدا ماندن از کسی که دوستش داری

??رقی با مردن ندارد

پس عمری که بی تو میگذرد

مرگیست به نام زندگی

.

.

.

چشمامو وق?? تــو کردم ،

دل به خلوت تــــو بستم ،

هم ترانه پس کجایی ؟!

من که مردم از جدایـی ،

دل شکسته و غــریبم ،

جون میدم اگـــه نیایی

.

.

.

بـــاد آورده را بــــاد مــی بــــرد ، قــبـول !!!

اما تو که با پاهای خودت آمده بودی ، چرا ؟!

.

.

.

ر??ت و دیگر ندارمش

تقصیر خودم بود

ته این همه شعر که برایش نوشتم

نقطه نگذاشتم.

.

.

.

خدا خیــــر بدهد این ک??شــــهای بنـــــد دار را!

که ر??تنتــــ را دقیقــــه ای به تاخیــــر می اندازنـــد…

.

.

.

حا??ظ هم ..

از من کلا??ه است !

بس که ..

آمدنت را ??ال گر??تم !

.

.

.

??? او ر??ت ???

.

و این خود

شعر بلندی است …

.

.

.

جدایی به روز آدم چیزی نمی آورد …

به شب آدم، اما … !

.

.

.

گلم خاری شد و با بادها ر??ت

اثر از ناله و ??ریادها ر??ت

خیال وصل می پختیم هیهات

چه آسان می توان از یادها ر??ت

.

.

.

در یک لحظه تمام شد

او ر??ت…

دو کلمه ای که معنای زندگی ام را برای همیشه تغییر داد . . .

.

.

.

جداکه شدیم هر دو به یک احساس رسیدم

تو به ??راغت من به ??راقت . . .

یک حر?? ت??اوت که چیز زیادی نیست . . .

.

.

.

حالا که ر??ته ای

غمگینم

به سراغ حا??ظ می روم

همین را می گوید:

« برود از دل ?? من

وز دل ?? من آن نرود »

.

.

.

ر??تنت آغاز ویرانیست حر??ش را نزن / ابتدای یک پشیمانیست حر??ش را نزن

گ??ته بودی چشم بردارم از چشمان تو / چشمهایم بی تو بارانیست حر??ش را نزن

.

.

.

آخرین بـاری کـه از تـه دل

بـرای ر??ـتـنـت گـــــریـه کــردم

گـ??ـتـی: تـمـامـش کـن . . .

از آن روز

بـه احـتـرامـت

چـنـان از تـه دل مـی خـنـدم

کـه گــاهــی ??ــرامــوشـــم مـــیـشــود

ر??ـــــتـــــه ای …

.

.

.

مداد را برداشتی . . .

طرح مرا نه آنگونه که هستم ..،

همانگونه که می خواستی کشیدی ..،

تمام بهانه ر??تنت این است که عوض شده ام ..،

مداد را برمی دارم، طرح تورا همانگونه که هستی می کشم..،

می توانی بروی…

.

.

.

جدایی درد بی درمان عشق است

جدایی حر?? بی پایان عشق است

جدایی قصه های تلخ دارد

جدایی ناله های سخت دارد

جدایی شاه بی پایان عشق است

جدایی راز بی پایان عشق است

جدایی گریه و ??ریاد دارد

جدایی مرگ دارد درد دارد

خدایا دور کن درد جدایی

که بی زارم دگر از آشنایی

لطفا برای ارسال دیدگاه وارد شوید

شما بعد از اینکه وارد حساب کاربری خود شدید می توانید دیدگاهی ارسال کنید



ورود به حساب کاربری
×
×
  • جدید...