x_man123 ارسال شده در خرداد 30، 2012 ارسال شده در خرداد 30، 2012 با سلام این شعر به سبک هیچکس اهنگ اختلا?? ساخته شده اينجا تراوينه لعنتي شوخي نيستش خبري ازمنابع م??تي نيستش اينجا غارت بکن تا غا رت نشي اينجا نص?? ??ارمن نص?? وحشي اختلا?? شخصيت اينجا بيداد ميکنه به کسي ??ش نده چون که پيدات ميکنه اينجا همه گنده ان ميخواي باشي ذره منابع بدي بهشون بشن ??ربه اگه شاخ بشي ميدن شاختو بشکونن با منجنيق ميان تو رو ميترکونن پاشو جوجه باهات کمي حر?? دارم اگه خوردمت نشو ناراحت از کارم ..................................................... دلیری کــــجا نام او ریش س??ید لـرزاند تـن دشـمنان مثل بـید کسی را به من گ??ت بی بارگی به کشتن دهی سر به یکبارگی بدو گ??تم شوالیه سزاری دارمش تنی همچو مرد آهنینی دارمش همـگان برده سـر در گـریبان ??رو به خصوص آن کس که شده پر رو بر ریش س??ید بهر رخصت دونـد هر روز به این ور و آن ور می پرند در تراوین به قهرمانی دست یا??ت زود لژیون ساخت و بر شتا??ت تراوین شوری در نهاد ما نهاد جان ما در بوته ی اینترنت نهاد ..................................................... منابعت سرشار دو دهکده پر بار دلاوری بی کار همیشه او بیدار گرزدارن هر بار در غارتند انگار صدا میرسد صدای سزار هزاران هزار کاهن سوار رعد و تبر زن همه خبر دار بسوی جنگ با اقوام ناتار به راستی که باید سکوت کنیم در مقابلش سر ??رود کنیم شواله ای از قوم توتن همانند کوه سختو مقاوم به تنهایی در میدان نبرد کشد صدها ناتار و در رود ببینید قدرت دگر دست کیست توتن است که در آن شکی نیست به سختی و مشکل یا??تم طلا ممد زراعتی دستت بی بلا خداوند تو را پر طلا کند ما را به پول داری مبتلا کند که تو مارا طلادهی ما هم تورا پول امیدوارم همه بشن شاخ و قول ..................................................... بزد بر سرم یک توتنی هوار که لشکر ??رستم ز سویت هزار؟ کنم چاک چاک هرچه آمد برون؟ ز قصر و زمین یا که دارال??نون ??رستم به سوی تو صد منجنیغ؟ که تا عصر ??ردا کنی داد و جیغ چو خواهی نبینی صد و یک هزار بشو ??ارم و خود را به من واگذار چنان داد و ??ریاد زد آن سرم که مخ??یگاه را کشدیم سرم چو نشنید ز سوی من حتی جواب ??رستاد سه لشکر چو بودم به خواب به ??ردا شدم رهسپار ترا* بدیدم یه سرباز پا در هوا بدو گ??تم آخر چه شد دیشبی همه خوب بودید و در خرمی یه ناله بر آورد و ده جمله گ??ت پی از آن به خاک ا??تاد و خ??ت چنین بود آن جمله ی پاک باز برو تو اکانت جدیدی بساز بزد بر سرم یک توتنی هوار که لشکر ??رستم ز سویت هزار؟ کنم چاک چاک هرچه آمد برون؟ ز قصر و زمین یا که دارال??نون ??رستم به سوی تو صد منجنیغ؟ که تا عصر ??ردا کنی داد و جیغ چو خواهی نبینی صد و یک هزار بشو ??ارم و خود را به من واگذار چنان داد و ??ریاد زد آن سرم که مخ??یگاه را کشدیم سرم چو نشنید ز سوی من حتی جواب ??رستاد سه لشکر چو بودم به خواب به ??ردا شدم رهسپار ترا* بدیدم یه سرباز پا در هوا بدو گ??تم آخر چه شد دیشبی همه خوب بودید و در خرمی یه ناله بر آورد و ده جمله گ??ت پی از آن به خاک ا??تاد و خ??ت چنین بود آن جمله ی پاک باز برو تو اکانت جدیدی بساز یه شعر جالب در رابطه با بازی تراوین ، حتما گوش کنید http://amin051.persiangig.com/audio/06_%20TE$HAK%20_%20Travian.m این 1 کی با اون بالای ??رق داره ولی خیلی پاکاره
پست های پیشنهاد شده