mahdiyeh71 ارسال شده در آبان 10، 2011 مالک ارسال شده در آبان 10، 2011 آه اي گربه چرا جوجه ام را بردي ر??تي و روي درخت جوجه ام را خوردي؟ جوجه كوچك من چه بدي داشت به تو؟ باتو ديگر قهرم برو از خانه،برو! جوجه كوچك من جوجه نازي بود همدم كوچك من با تو همبازي بود زود بردي از ياد دوستي را تو چرا؟ هم شدم من بي دوست هم تو ماندي تنها. __________________
mahdiyeh71 ارسال شده در آبان 10، 2011 مالک ارسال شده در آبان 10، 2011 عروسک قشنگ من قرمز پوشيده عروسک قشنگ من قرمز پوشيده ............... تو تخت خواب مخمل آبيش خوابيده يه روز مامان ر??ته بازار اونو خريده............. قشنگ تر از عروسکم هيچ کس نديده . عروسک من ...... چشماتو باز کن ..... وقتي که شب شد ...... اون وقت لالا کن بيا بريم توي حياط با من بازي کن................. توپ بازي و شن بازي و طناب بازي کن.
mahdiyeh71 ارسال شده در آبان 10، 2011 مالک ارسال شده در آبان 10، 2011 كامپيوتر يك دستگاه كامپيوتر بابا براي من خريده هرگز كسي ،مانند آن را در هيچ بازاري،نديده من مي ??شارم گوش او را مي گويد او:آماده هستم پيچيده ام با آنكه خيلي در ظاهر اما ساده هستم او پاسخ هر پرسشم را ??وراً برايم مي نويسد هم ديكته و هم مشق من را شبها به جايم مي نويسد اين كامپيوتر چشم دارد اين كامپيوتر گوش دارد او مثل آدم نيست،امّا مانند آدم، هوش دارد اين دستگاه كامپيوتر باآنكه خيلي با سواو است اما براي اين سؤالم او پاسخي هرگز نداده است من مي??شارم گوش او را مي پرسم از او:نام من چيست؟ مي ماند او خاموش و ساكت نام مرا اصلاً بلد نيست
mahdiyeh71 ارسال شده در آبان 10، 2011 مالک ارسال شده در آبان 10، 2011 دوست من دوستم در كوچه توي سرما مانده من در اينجا هستم او در آنجا مانده كوچه اما شبها سرد و يخبندان است دوستم تا ??ردا آه، يخ خواهد بست! زير ك??رسي،الان راحت است و گرم است بالش زير سرم مثل مخمل، نرم است كاش مي شد او هم مثل من، اينجا بود گرم مي شد اينجا دور،از سرما بود دوستم آرام است آدم بي حر??ي است همه جايش،از بر?? اسمش آدم بر??ي است.
mahdiyeh71 ارسال شده در آبان 10، 2011 مالک ارسال شده در آبان 10، 2011 تو كيستي؟ ناآشنا با من يا آشنا هستي؟ حر??ي بزن با من اهل كجا هستي؟ گاهي بلندي،گاه كوتاه قد هستي آخر بگو خوبي يا آنكه بد هستي؟ تو پا به پاي من هر روز در راهي آخر ندانستم از من چه ميخواهي؟ گاهي به دنبالم گاهي جلو هستي درزير پاهايم گاهي ولو هستي در ??كر تقليدي از كارهاي من پا مي گذاري تو در جاي پاي من
mahdiyeh71 ارسال شده در آبان 10، 2011 مالک ارسال شده در آبان 10، 2011 ما كودكانيم شيرين زبانيم تنها و با هم كتاب ميخوانيم ما در دبستان شاديم و خندان چون گل كه دارد جا در گلستان گ??تار ما خوب هر كار ما خوب با هر كسي هست ر??تار ما خوب __________________
mahdiyeh71 ارسال شده در آبان 10، 2011 مالک ارسال شده در آبان 10، 2011 گوزن زرد يك شكارچي پشت سنگ بود در ت??نگ او يك ??شنگ بود او ميان دشت يك گوزن ديد ذوق كرد و زود ماشه را كشيد با صداي تير آن گوزن زرد ناگهان دويد او ??رار كرد! __________________
mahdiyeh71 ارسال شده در آبان 10، 2011 مالک ارسال شده در آبان 10، 2011 قوچ طلايي بدنت رنگ طلاست آه ! اي قوچ قشنگ كاش مي شد بپري بر سر صخره و سنگ من تو را آوردم روي اين كوه بلند يك كمي بازي كن شادمان باش و بخند از سر كوه بدو تا به آن سوي چمن بازي و شادي كن باز بر روي چمن دوستت دارم من چون كه خيلي خوبي غصه من اين است كه تو هستي چوبي!
mahdiyeh71 ارسال شده در آبان 10، 2011 مالک ارسال شده در آبان 10، 2011 وقتي شنيدم آن خبر را وقتي شنيدم آن خبر را از غصه و غم گريه كردم مانند يك ابر بهاري آرام و نم نم گريه كردم ر??تم به سوي قاب عكسش هي صورتش را ناز كردم با عكس او يكبار ديگر من درد دل آغاز كردم احساس مي كردم كه آن روز دلهاي كوچك غصه دارند پروانه ها اندوهگينند گلهاي ميخك سوگوارند وقتي شنيدم آن خبر را پر شد دلم از غصه و غم آنروز،من مانند يك ابر از صبح تا شب گريه كردم شاعر : سيد احمد ميرزاده
mahdiyeh71 ارسال شده در آبان 10، 2011 مالک ارسال شده در آبان 10، 2011 كوچه ها هم گ??ل داشت من سرانجام امروز روستا را ديدم تا شب آنجا بودم شاد مي خنديدم مي دويدم در دشت مي دويدم در باغ بوي گل مي آمد با نسيم از هر باغ واقعاً جالب بود: كوچه ها هم گل داشت! دامن كوهستان لاله و سنبل داشت بر سر كوه، از بر?? تاج زيبايي بود بر لب چشمه آب گل صحرايي بود رودهايي چه زلال آبشان چه آبي رنگ آبشاري چه بلند همه جا بود قشنگ توي شهر اما هست دودكشهاي سياه شب به زحمت پيداست صورت روشن ماه خانه هايش دلگير آسمانش پر دود كاشكي خانه ما توي آن دهكده بود
پست های پیشنهاد شده
لطفا برای ارسال دیدگاه وارد شوید
شما بعد از اینکه وارد حساب کاربری خود شدید می توانید دیدگاهی ارسال کنید
ورود به حساب کاربری