sinaweb ارسال شده در آبان 4، 2011 ارسال شده در آبان 4، 2011 [ATTACH=CONFIG]689[/ATTACH] قرآن، كتاب آسماني اسلام، بزرگ*ترين سرمشق و راه*گشاي زندگي انسان*ها در همة شؤون و امور، تا روز قيامت است. در اين كتاب بزرگ و بي*نقص ـ كه كلام خالق انسان و تمام هستي مي*باشد ـ آياتي وجود دارد كه به گونه*اي بر اهميت ورزش و نيرومندسازي جسم در كنار تقويت روح و ب??عد علمي دلالت دارد. ما در اين*جا به برخي از آيات ـ در حدود وسع كتاب ـ اشاره مي*كنيم، *باشد كه راه*گشاي ورزش*كاران، ورزش*دوستان و ساير اقشار جامعة مؤمن و مسلمانان*ها باشد، طالوت و نيرومند*سازي از جمله مواردي كه نيرومندي جسماني به عنوان يك مزيت و امتياز در قرآن ذكر شده، داستان طالوت و قوم بني*اسرائيل است. قوم يهود كه در زير سلطة ??رعونيان، ضعي?? و ناتوان شده بود، بر اثر رهبري*هاي خردمندانة حضرت موسي ـ عليه السلام ـ از آن وضع اس??*انگيز نجات يا??ته و به قدرت و عظمت رسيدند، ولي پس از مدتي دچارغرور شده و دست به قانون*شكني زدند، و به همين جهت، سرانجام از قوم «جالوت» ـ كه در ساحل درياي روم، بين ??لسطين و مصر مي*زيستند ـ شكست خورده و 440 ن??ر از شاه*زادگانشان نيز به اسارت جالوتيان درآمدند. اين وضع، چندين سال ادامه داشت، تا آن كه خداوند پيامبري به نام «اشموئيل»[1] را براي نجات و ارشاد آنها برانگيخت. بني*اسرائيل گرد او اجتماع نموده و از او خواستند رهبر و اميري براي آنها انتخاب* كند، تا همگي تحت ??رمان و هدايت او، با دشمن نبرد كنند و عزت از دست ر??تة خويش را بازيابند.[2] اشموئيل به درگاه خداوند روي آورده و خواستة قوم خود را به پيشگاه حضرت احديّت عرضه داشت، به او وحي شد كه طالوت را به پادشاهي ايشان برگزيدم: «وَ قالَ لَه??مْ نَب??يٌّه??مْ ا??نَّ اللهَ قَدْ بَعَثَ لَك??مْ طالو??تَ مل??كا؛[3] و پيامبرشان به آنها گ??ت: خداوند، طالوت را براي زمام*داري شما مبعوث (و انتخاب) كرده است.» از آنجا كه طالوت مردمي كشاوز بوده و توانايي مالي چنداني نداشت، اشرا?? با انتخاب وي مخال??ت نمودند: «قالو??ا انّي يَكون?? لَه?? ال??ملك?? عَلَيْنا و نَحن?? اَحَقّ?? ب??الْم??لْك?? م??نْه?? وَ لَمْ ي??ؤتَ سَعَةً م??نَ الْمال????؛[4] گ??تند: چگونه او بر ما حكومت داشته باشد، با اين كه ما از او شايسته*تريم؟ و او ثروت زيادي ندارد». او نه ثروت و قدرت مالي دارد ونه موقعيت اجتماعي وخانوادگي، زيرا از خاندان نبوت و پيامبري نبوده و از خاندان پادشاهي نيز نيست. اشموئيل در پاسخ گ??ت: «ا??نَّ اللهَ اصْطَ??يه?? عَليْك??م وَ زادَه?? بَسْطَةً ????ي الْع??لم?? وَ الْج??سْم??؛[5] خداوند او را بر شما برگزيده و علم (قدرت) جسم او را وسعت بخشيده است.» چنان*كه ملاحظه مي*شود، اشموئيل پيامبر دو خصلت «گسترش علمي و توانايي جسمي» را بر دو خصوصيت ديگر، يعني قدرت مالي و ا??تخارات نژادي و نَسَبي، ??ضيلت و ترجيح مي*دهد[6] و دارندة اين دو خصلت را براي احراز مقام رهبري شايسته*تر مي*داند، در اين*جا قدرت بدني با صراحت به عنوان يك مزيت و ??ضيلت مطرح شده و در كنار علم و قدرت علمي قرار گر??ته و با* *آن مقايسه شده است. هنگامي اهميت اين مقايسه روشن مي*شود كه با اهميت علم از ديدگاه اسلام آشنا شويم. در قرآن مي*خوانيم: «ا??نَّما يَخْشَي اللهَ م??نْ ع??باد??ه?? الْع??لَمؤٌا؛[7] در جمع بندگان الهي، ??قط علما هستند كه ترس و بيم از خداوند دارند (و حس تقوا و پرهيزگاري در دل آن*ها راه دارد».) «مَنْ ي??ؤْتَ الْح??كْمَةَ ??قَدْ ا??وت??يَ خَيْراً كَثيراً[8] ؛ كسي كه از حكمت (ودانش و استحكام در انديشه و گ??تار و ر??تار) برخوردارگرديد، به خير و بركت ??راواني دست يا??ته است». كسي كه از حكمت (و دانش و استحكام در انديشه و گ??تار و ر??تار) برخوردار گردد، به خير و بركت ??راواني دست يا??ته است.» خداوند در مقام بيان منزلت والاي حضرت يحيي ـ عليه السلام ـ مي*??رمايد: «وَ اَتَيْناه?? الْح??كْمَ ص??بَياً[9] ؛ ما به يحيي ـ عليه السلام ـ ، آنگاه كه كودكي بيش نبود، حكم و داوري متين و رأي و انديشه*اي استوار ارزاني داشتيم. و در كودكي به او دانايي عطا كرديم.» «يَرْ??َع?? الله?? الَّذينَ آمَنو??ا م??نْك??مْ وَ الَّذينَ ا??ت??وا الْع??لْمَ دَرَجات??[10] ؛ خداوند آن*هايي را كه ايمان آورده*اند و كساني را كه دانش يا??ته*اند، به درجاتي برا??رازد.» در احاديث نبوي نيز در اين خصوص چنين آمده است: «م??داد?? الع??لَماء?? اَ??ْضَل?? م??نْ د??ماء الشّ??هداء[11] ؛ مركب قلم دانشمندان از خون شهيدان برتر است.» «ا??نَّ الْمَلائكَةَ لَتَضع?? اَجْن??حَتَها ل??طالب?? الْع??لْم ر??ضيً بما يَصْنَع??[12] ؛ ??رشتگان آسماني براي ابراز رضايت و شادماني نسبت به دانش آموختن طالبان علم، پروبال خويش را ??رو مي*نهند.» «ا??طْل??ب??وا الْع??لْمَ وَلَو بالصّين[13] ؛ جوياي دانش و علم باشيد، هرچند آن را در چين (و نقاط بسيار دوردست) سراغ گر??ته باشيد.» «??َقيهٌ اشَدّ?? عَلَي الشَّياطين?? م??نْ اَلْ???? عاب??د??[14] ؛ وجود يك ??قيه و ??رد واجد بينش و بصيرت ديني، از ديدگاه شيطان*ها و اهريمن ص??تان، طاقت*??رساتر و تحمّل*ناپذيرتر از وجود ه??تاد عابد است.» «مَوت?? قَبيلَة?? اَيْسَر?? م??نْ مَوْت?? الْعال??م??[15] ؛ مرگ يك گروه و قبيله، از مرگ يك عالم و دانشمند، آسان*تر و تحمل*پذيرتر است.» حال كه تا حدودي با ارزش و مقام والاي علم و عالم از ديدگاه اسلام آشنا شديم، مي*توانيم به اهميت تقويت جسم نيز پي*ببريم، زيرا در اين آية قرآني، نيرومندي جسماني در ردي?? نيرومندي علمي ـ و البته بلا??اصله پس از آن ـ ذكر شده است. البته بايد توجه داشت نيرومندي علمي بر توانايي جسماني اولويت و برتري دارد و رهبر چنان چه از نظر علمي ضعي?? باشد، ديگر نمي**تواند رهبري كند و توانايي جسمي او نيز كمكي به وي نخواهد كرد. بدين جهت است كه مي*بينيم ابتدا توانايي علمي طالوت مطرح شده و سپس توانايي جسمي وي، و ??رمود: «وَزادَه?? بَسْطَةً ??ي الْع??لْم?? وَ الْج??سْم??.» از همين جا مي*توان است??اده كرد كه قوي بودن جسماني براي يك ورزشكار كا??ي نبوده و بايد به موازات تقويت جسم ـ بلكه مقدم بر تقويت جسم ـ به تقويت جنبة علمي و ايماني نيز بپردازد. قدرت بدني و حتي قدرت علمي ??راوان، چنان*چه با ايمان به خدا همراه نگردد، جز زيان و خسران، ??ايدة ديگري براي جامعة بشري نداشته و همچون تيغ تيزي خواهد بود در دست زنگي?? مست. شجاعت و توان رزمي حضرت داوود ـ عليه السلام ـ هنگامي كه طالوت براي مبارزه با جالوت به سوي او حركت مي*كند، جنگ*جويان ??راواني از مردان بني*اسرائيل وي را همراهي مي*كنند، ولي در نهايت با تعداد نيروي اندكي كه داراي ايماني راسخ و استوار بودند، در برابر لشكر انبوه و مجهّز جالوت، ص??*آرايي مي*نمايند. خداوند متعال به اشموئيل پيامبر وحي مي*??رستد كه قاتل جالوت شخصي است كه زره حضرت موسي ـ عليه السلام ـ به تن او اندازه باشد، و او مردي است از ??رزندان «لاوي بن يعقوب» و نامش «داوود بن ايش» است. ايش، مرد چوپاني بود كه ده پسر داشت[16] و داوود كوچك*ترين آنها بود. طالوت به هنگام گردآوري سپاه، به دنبال ايش مي*??رستد كه خود و ??رزندانت در لشكر من حضور يابيد. آن*گاه زره حضرت موسي ـ عليه السلام ـ را به تن يك*يك ??رزندان ايش مي*كند، ولي براي هركدام يا كوتاه است و يا بلند؛ مي*پرسد: آيا پسر ديگر نيز داري؟ مي*گويد: آري، كوچك*ترين پسرم را با خود نياورده*ام، تا از گوس??ندان نگهداري كند. طالوت به دنبال داوود مي??رستد و وقتي زره را به وي ميپوشاند، آن را درست به اندازة وي مييابد. داوود شخصي قوي هيكل، نيرومند و شجاع بود. [17] طالوت براي اين*كه به توان رزمي و قدرت بدني داوود پي ببرد، از او مي*پرسد: آيا تاكنون قدرت و نيرومندي خود را آزمايش كرده*اي؟ وي پاسخ مي*دهد:* آري،* هرگاه شيري به گلة من حمله نموده و گوس??ندي را به دهان مي*گيرد، من خود را به آن شير رسانده و با قدرت، دهانش را باز نموده و گوس??ند را از آن خارج مي*كنم![18] جالوت كه داراي عظمت و ابّهت ويژه*اي بود، در پيشاپيش لشكر خويش بر ??يلي سوار بوده و تاجي بر سر داشت، ياقوتي نيز بر پيشاني وي مي*درخشيد. داوود به اقتضاي شغل چوپاني، ??لاخوني در اختيار داشت كه سنگ در آن نهاده و به طر?? حيوانات درنده*اي كه قصد دريدن گوس??ندان را داشتند پرتاب مي*كرد. سنگي در آن نهاده و آن را به طر?? سربازاني كه در سمت راست جالوت بودند پرتاب مي*كند و آنان را مت??رق مي*سازد. سربازان سمت چپ وي را نيز به همين ترتيب از او دور مي*سازد. آن*گاه آخرين سنگي را كه به همراه آورده بود، در ??لاخن نهاده و آن را به سوي جالوت پرتاب مي*كند. سنگ ياقوتي كه روي پيشاني جالوت بود اصابت نموده، آن را خرد كرده و به مغزش اصابت مي*كند! ناگاه پيكر بي*جان جالوت بر روي زمين قرار مي*گيرد.[19] و خداوند بدين گونه رهروان راه حق رابه پيروزي مي*رساند و به داوود نيز كه خدمت بزرگي نموده و شايستگي خويش را به خوبي به اثبات رسانيده بود، حكومت و دانش مي*بخشد: «??َهَزَم??وه??مْ ب????ا??ذْن?? الله?? وَ قَتَلَ داو??د?? جال??وتَ وَ اتيه?? اللهٌ الْم??لْكَ وَ الْح??كْمَةَ وَ عَلَّمَه?? م??مّا يَشاء??[20] ؛ سپس آنان به ??رمان خدا، ايشان (سپاه دشمن) را به هزيمت و شكست واداشتند و داوود (جوان كم*سن و سال نيرومند و شجاع كه در لشكر طالوت بود) جالوت را كشت، و خداوند حكومت و دانش را به او بخشيد، و از آن چه مي*خواست به او تعليم داد. طالوت نيز با ديدن لياقت، شايستگي و شجاعت داود، دختر خويش را به عقد ازدواج وي درآورد.[21] نكته قابل توجهي كه در اين*جا به چشم مي*خورد، اين است كه قدرت و توان بدني و جسماني به تنهايي براي تكميل شخصيت انسان كا??ي نيست؛ به همين خاطر مي*بينيم خداوند متعال دركنار قدرت جسماني و حكومت بر مردم، حكمت و دانش نيز به داوود آموخته و مطالب ??راواني را نيز به او تعليم مي*دهد.[22] «و ايته?? الله?? الْم??لْكَ وَ الْح??كمَةَ و عَلَّمَه?? م??مّا يَشاء??» پي نوشت ها : [1] . در زبان عربي به «اشموئيل»، «اسماعيل» گ??ته مي*شود. عن الباقر عليه السلام : هو اشموعيل و هو بالعربية اسماعيل». (ملامحسن ??يض كاشاني، ت??سير الصا??ي، ج 1، ص 251). [2] . گروهي كه اين خواست را مطرح كردند، طبقة اشرا?? ـ و به اصطلاح قرآن «ملاء» ـ بودند. در ضمن بايد دانست در آن زمان بين بني*اسرائيل چنين بود كه نبوت در يك خاندان، و پادشاهي نيز در خاندان ديگر بود. نبوت در بين ??رزندان «لاوي» (پسر حضرت يعقوب) و پادشاهي در بين ??رزندان «يهودا» (حضرت يوس??). [3] . بقره (2)، آيه 247. [4] . همان. [5] . همان*جا. [6] . شيخ طبرسي، ت??سير جوامع الجامع، ص 45. [7] . ??اطر (35)، آيه 28. [8] . بقره (2)، آيه 269. [9] . مريم (19)، آيه 12. [10] . مجادله (58) آيه 11. [11] . شهيد ثاني، منية المريد، ص 9. [12] . همان. [13] . همان. [14] . همان. [15] . همان. [16] . در بعضي از ت??اسير، تعداد ??رزندانش، چهار يا شش ذكر شده است. [17] . ت??سير الصا??ي، ج 1، ص 255 و 256. [18] . سيدمحمد حسين طباطبائي، ت??سير الميزان، ص 299، ت??سير الصا??ي، ج 1، ص 256. [19] .ت??سير الصا??ي، ج 1، ص 256. [20] . بقره (2)، آيه 251. [21]. ت??سير جوامع*الجامع، ص 46. [22] . اين نكته را پيش از اين از قرين شدن كلمه «علم» با كلمه «جسم» كه در مورد طالوت بود نيز است??اده كرديم، آن*جا كه ??رمود: «وَزاده?? بسطةً ??ي العلم?? و الج??سم??» منبع:سایت راسخون
پست های پیشنهاد شده