رفتن به مطلب
انجمن پی سی دی

پست های پیشنهاد شده

  • پاسخ 2.5k
  • Created
  • آخرین پاسخ

Top Posters In This Topic

ارسال شده در

مناجات : خدایا وقتی میخوام بیام خونت باید کلی پول خرج کنم، وقتی هم که مهمونتیم نباید لب به هیچی بزنیم اصلا ر??ت و آمد نکنیم بهتره

ارسال شده در

در این شبهای رمضان ، تو را به خدا سر س??ره ا??طار
دستهات رو با خلوص نیت به آسمان دراز کن
و همون بالا نگهدار بزار بقیه هم یه لقمه بخورن خب !

ارسال شده در

امروز صبح که از خواب بیدار شدم اولین سوالی که برام پیش اومد این بود که من کجام !؟
یه کم که دقت کردم ??همیدم مامانم اتاقمو تمیز کرده

ارسال شده در

این همه پولی که دادم روزنامه خریدم تا کار پیدا کنم اگه جمع کرده بودم الان برج العربی رو خریده بودم !

در یخچال رو باز کردم
یه پشه در حالی که داشت ??حش می‌داد ازش خارج شد !
22.gif

ارسال شده در

عاقا ما یه دایی داریم وقتی باهاش اسم ??امیل بازی میکنیم

اگه مثلا اسمو نوشته باشه شیوا ??امیلو مینویسه شیوایی ،

اگه حیوونو بنویسه شیر اشیا رو مینویسه شیر پلاستیکی !

یه بارم حیوون با ک رو نوشته بود کک

حالا دیگه خودتون کک پلاستیکی رو تصور کنین دیگه ! 2.gif

ارسال شده در

دعوت مودبانه ی بابام از من برای صر?? شام :

تَن لَشتو از پشت کامپیوتر جمع کن بیار، س??ره پهن کن !!

محبت همینجوری داره میپاچه رو در و دیوار 3.gif

ارسال شده در

دختر داییم ۴سالشه اومده میگه : باست نقاشی تشیدم !

من : عزیزم بده ببینم !

دختر داییم : منو دوش دالی ؟

من : معلومه جیگر !

دختر داییم : خیل خب ! این تویی اینم منم … اینام بچه هامونن !

من ۴سالم بود با شب ا??دراری دست و پنجه نرم میکردم ! 3.gif

ارسال شده در

امروز خسته از سر کار برگشتم خونه خودمو پرت کردم رو مبل،

داداشم پا شد ر??ت یه لیوان آب برام آورد

با تعجب گ??تم چه شده مهربون شدی ؟!

گ??ت امروز تو کلاس دینی گ??تن :

یه ن??ر به یه سگ خسته آب داده ر??ته بهشت ! 3.gif

ارسال شده در

پسر تو ۵ سالگی: مامان جون دوست دارم 9.gif

مامان: منم دوست دارم عزیزم

پسر تو ۱۶ سالگی: مامان جون دوست دارم 3.gif

مامان: برو پی کارت پول ندارم!

پسر تو ۲۵ سالگی: مامان جون دوست دارم 2.gif

مامان: حالا بگو کی هست! کجا میشینه! کجا دیدیش؟

ارسال شده در

خالم اینا داشتند غیبت میکردند گ??تم غیبت حرامه!برگشته میگه : . . . . . . . . . . . اگه حرام بود امام زمان غیبت نمیکرد من دیگه هیچی نمیگم

ارسال شده در

یادش بخیر یه ت??ریح سالمی که داشتیم تو نوجوونی این بود که،

شبا با بچه های محل میشستیم راجب جن و روح صحبت میکردیم

و هممون از ترس زهر ترک میشدیم 3.gif

ارسال شده در

یه مطلب خوندم راجع به روشهای صحیح مسواک زدن ،

کلی توضیح داده بود بعد نوشته بود مسواک رو با “زاویه ۴۵ درجه ??? روی دندونها بکشید !

من الان نقاله تو دهنمه ولی مسواکو نمیتونم حرکت بدم ، کمکم کنید …

لطفا برای ارسال دیدگاه وارد شوید

شما بعد از اینکه وارد حساب کاربری خود شدید می توانید دیدگاهی ارسال کنید



ورود به حساب کاربری

×
×
  • جدید...