iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 اگه P حامله بشه ميشه B ! به همين راحتي ! سرشار از استعدادم …
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 مناجات : خدایا وقتی میخوام بیام خونت باید کلی پول خرج کنم، وقتی هم که مهمونتیم نباید لب به هیچی بزنیم اصلا ر??ت و آمد نکنیم بهتره
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 در این شبهای رمضان ، تو را به خدا سر س??ره ا??طاردستهات رو با خلوص نیت به آسمان دراز کنو همون بالا نگهدار بزار بقیه هم یه لقمه بخورن خب !
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 این که بعضی وقتا با خودم تو خونه حر?? میزنم خیلى عجیب نیستولى اینکه گاهى وسطاش میخندم زیاده رویه دیگه نه ؟
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 به بعضیا باید گ??ت : کم پیدایی الحمدالله !
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 من اگه همین الانم زلزله بیادبا باقیمونده غذایی که لای دکمه های کیبوردم هست میتونم یه ماه زیر آوار زنده بمونم !
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 امروز صبح که از خواب بیدار شدم اولین سوالی که برام پیش اومد این بود که من کجام !؟یه کم که دقت کردم ??همیدم مامانم اتاقمو تمیز کرده
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 تنها ??ایده ای که زاویه پرتاب تو ??یزیک داشتاین بود که توAngry birdsتبدیل ب ابر قدرت شدم
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 این همه پولی که دادم روزنامه خریدم تا کار پیدا کنم اگه جمع کرده بودم الان برج العربی رو خریده بودم ! در یخچال رو باز کردمیه پشه در حالی که داشت ??حش میداد ازش خارج شد !
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 دم زندگی گرم یه عمره داره بدون گارنتی مارو سرویس می کنه !
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ﻗﺒﻠﻨﺎ ﯾﺎﺭﻭ ﻣﻴﺮﻓﺖ ﺯﻧﺪ???ﻥ ﺩﺧﺘﺮﻩ ۱۵ ﺳﺎ??? ﻣﻨﺘﻈﺮﺵ ﻣینشست ???ﻻﻥ ﻧﻤﻴﺸﻪ ﺗﺎ ﺳﺮ ﻛﻮﭼﻪ ﺑﺮی ﻣﺎﺳﺖ ﺑﺨﺮﯼ
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 پیراهن تازمو با کلی ذوق و شوق به بابام نشون دادم ، میگه مبارکه عین رو بالشیای خدا بیامرز مادربزرگمه !
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 عاقا ما یه دایی داریم وقتی باهاش اسم ??امیل بازی میکنیم اگه مثلا اسمو نوشته باشه شیوا ??امیلو مینویسه شیوایی ، اگه حیوونو بنویسه شیر اشیا رو مینویسه شیر پلاستیکی ! یه بارم حیوون با ک رو نوشته بود کک حالا دیگه خودتون کک پلاستیکی رو تصور کنین دیگه !
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 دعوت مودبانه ی بابام از من برای صر?? شام : تَن لَشتو از پشت کامپیوتر جمع کن بیار، س??ره پهن کن !! محبت همینجوری داره میپاچه رو در و دیوار
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 دختر داییم ۴سالشه اومده میگه : باست نقاشی تشیدم ! من : عزیزم بده ببینم ! دختر داییم : منو دوش دالی ؟ من : معلومه جیگر ! دختر داییم : خیل خب ! این تویی اینم منم … اینام بچه هامونن ! من ۴سالم بود با شب ا??دراری دست و پنجه نرم میکردم !
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 امروز خسته از سر کار برگشتم خونه خودمو پرت کردم رو مبل، داداشم پا شد ر??ت یه لیوان آب برام آورد با تعجب گ??تم چه شده مهربون شدی ؟! گ??ت امروز تو کلاس دینی گ??تن : یه ن??ر به یه سگ خسته آب داده ر??ته بهشت !
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 پسر تو ۵ سالگی: مامان جون دوست دارم مامان: منم دوست دارم عزیزم پسر تو ۱۶ سالگی: مامان جون دوست دارم مامان: برو پی کارت پول ندارم! پسر تو ۲۵ سالگی: مامان جون دوست دارم مامان: حالا بگو کی هست! کجا میشینه! کجا دیدیش؟
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 خالم اینا داشتند غیبت میکردند گ??تم غیبت حرامه!برگشته میگه : . . . . . . . . . . . اگه حرام بود امام زمان غیبت نمیکرد من دیگه هیچی نمیگم
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 یادش بخیر یه ت??ریح سالمی که داشتیم تو نوجوونی این بود که، شبا با بچه های محل میشستیم راجب جن و روح صحبت میکردیم و هممون از ترس زهر ترک میشدیم
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 طر?? می ره خواستگاری واسه پسرش. پدر عروس می گه: آقازاده دانشگام میرن؟ طر?? می گه: مسا??ر گیرش بیاد چرا که نه!
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ما زیاران چشم یاری داشتیم ، یاران هم متقابلا از ما چشم یاری داشتن ما منتظر اونا ، اونا منتظر ما
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 بعضی وقتا بد نیست لب بالاییت رو با لب پایینت آشنا کنی، و دهن گرامیتو ببندی قابل توجه بعضی ها !
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ??رق بین مردای قدیم و جدید: قدیمترها لحن مردها: گستاخی مکن زن! طعام را بیاور امــا اکنون : عسلم امشب ظر??ا نوبت منه یا تو
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 یه مطلب خوندم راجع به روشهای صحیح مسواک زدن ، کلی توضیح داده بود بعد نوشته بود مسواک رو با “زاویه ۴۵ درجه ??? روی دندونها بکشید ! من الان نقاله تو دهنمه ولی مسواکو نمیتونم حرکت بدم ، کمکم کنید …
iman0013 ارسال شده در شهریور 30، 2014 ارسال شده در شهریور 30، 2014 انقد بدم میاد وقتی از خواب پامیشم به جای صبحانه، نهار میزارن جلوم
پست های پیشنهاد شده
لطفا برای ارسال دیدگاه وارد شوید
شما بعد از اینکه وارد حساب کاربری خود شدید می توانید دیدگاهی ارسال کنید
ورود به حساب کاربری