SON OF SPARTA ارسال شده در بهمن 17، 2013 ارسال شده در بهمن 17، 2013 در اینجا میتوانید خاطرات خنده دارتون رو در بازی های رایانه ای برای دیگران تعری?? کنید قوانین : 1. توهین نکنید 2. پست انحرا??ی ندید استارت رو خودم میزنم : Saints Row: The Third : تو شهر SteelPort بودم. داشتم با گنگستر های رنگ سبز و پلیسا همزمان میجنگیدم. یه د??عه یه چیزی پشتم من??جر شد. یه ماشین بود. روی هوا چرخید و بــــــــــــــــــــنگ! من??جر شد و به صورت ا??قی درست جلوی من ا??تاد!!! یعنی قلبم ایستاد درست 2 سانتی متر از من ??اصله داشت! بعد یکی از اون گنگسترا یه بمب انداخت اون ماشینه خورد به من من هم یه 3 - 4 متری پرت شدم اونور و. الله اکبر! الله اکبر!
iman0013 ارسال شده در بهمن 17، 2013 ارسال شده در بهمن 17، 2013 داشتم خدای جنگ سه بازی میکردم.یهو رسید ب همون جایی که...................(دیگه خودتون میدونید).همه خوانواده هم نشسته بودند.دیگه من به معنای واقعی اب شدم ر??تم تو زمین.
ali2013 ارسال شده در بهمن 18، 2013 ارسال شده در بهمن 18، 2013 ایمان جان من هم همین چیز برام پیش اومده ولی بازی gta v بود:lol:
nazyaryan ارسال شده در بهمن 18، 2013 ارسال شده در بهمن 18، 2013 fox hunt :76: داشتم بازی fox hunt رو توی پلی استیشن 1 بازی میکردم این بازی یک بازی بر مبنای ??یلم های ضبط شده بود مامان بزرگمم نشسته بود ک??ت: تلوزیون ??یلم چی نشون میده؟! گ??تم: ??یلم نیست بازیه گ??ت: این کامپیوتریه یا واقعی!! چقدر پسره خشگله! من :| پلی استیشن یک :mellow: کاراکتر بازی :blink:
iman0013 ارسال شده در بهمن 18، 2013 ارسال شده در بهمن 18، 2013 تازه ps2 خریده بودم.مدل ??ت.اولین بازی هم gta vice city بود.از همون اسلحه هایی که تو بازی بود که بینهایت بود و به صورت وقتی یکی رو برداشتم ر??تم تو خیابون قتل عام مردم:76::lol: ??کر کنم یه هزار ن??ری رو کشتم:7AD_headspin:.بعد دیدم بابام پشت سرم وایستاده بوده.:mellow::electricf: بهم گ??ت دیسک رو بده منم دادم.برد قایمش کرد.تو شهرمون هم کسی اون موقع بازی نمی ??روخت.منم دیگه تا چند مدت بازی نکردم تا این که بعد از 7 ماه دیسک رو پیدا کردم که ات??اقا کار می کرد:gigglesmile:
majidnewman ارسال شده در بهمن 18، 2013 ارسال شده در بهمن 18، 2013 منو پسر خاله هام پلی استیشن 1 شبهای جمعه از کلوپی محله مون کرایه میکردیم و تا صبح بازی میکردیم همیشه 4 ن??ری پول میذاشتیم ولی 2 ن??ری بازی میکردیم یه جورایی منو یکی از پسرخاله هام جان سخت بودیم اون دوتای دیگه میخابیدن بیدارشون نمیکردیم!!!:gigglesmile:
nazyaryan ارسال شده در بهمن 18، 2013 ارسال شده در بهمن 18، 2013 منو پسر خاله هام پلی استیشن 1 شبهای جمعه از کلوپی محله مون کرایه میکردیم و تا صبح بازی میکردیم همیشه 4 ن??ری پول میذاشتیم ولی 2 ن??ری بازی میکردیم یه جورایی منو یکی از پسرخاله هام جان سخت بودیم اون دوتای دیگه میخابیدن بیدارشون نمیکردیم!!!:gigglesmile: تا صبح چی بازی میکردین اونوقت:blink:
zram ارسال شده در بهمن 18، 2013 ارسال شده در بهمن 18، 2013 ایمان جان من هم همین چیز برام پیش اومده ولی بازی gta v بود:lol: من هر موقع ببینم یه بازی غیر اخلاقی حذ??ش میکنم یا تو اون قسمت کانال رو عوض می کنم. چه ??قط خودم باشم چه خانواده هم باشه .
majidnewman ارسال شده در بهمن 18، 2013 ارسال شده در بهمن 18، 2013 تا صبح چی بازی میکردین اونوقت:blink: کلوپیه 3 تا سی دی برا انتخابمون میذاشت معمولا ??وتبال 99 و یه بازی شبیه need for speed و crash میگر??تیم بعدها که مشتری پروپا قرصش شدیم کل cd bag میگر??تیم ساعات کرایه اش هم 10 شب تا 9صبح بود!!!
Aiden Pearce ارسال شده در بهمن 18، 2013 ارسال شده در بهمن 18، 2013 واقعا که از همچین سایتی بعیده ????? ???? ??????? | ????? ???? ??وست عزیز خاطره رو که نمیشه دیگه کپی کرد! این مال منه! عجبا
Aiden Pearce ارسال شده در بهمن 18، 2013 ارسال شده در بهمن 18، 2013 اینم از خاطره ی من : Saints Row: The Third : تو شهر SteelPort بودم. داشتم با گنگستر های رنگ سبز و پلیسا همزمان میجنگیدم. یه د??عه یه چیزی پشتم من??جر شد. یه ماشین بود. روی هوا چرخید و بــــــــــــــــــــنگ! من??جر شد و به صورت ا??قی درست جلوی من ا??تاد!!! یعنی قلبم ایستاد درست 2 سانتی متر از من ??اصله داشت! بعد یکی از اون گنگسترا یه بمب انداخت اون ماشینه خورد به من من هم یه 3 - 4 متری پرت شدم اونور و. الله اکبر! الله اکبر!
alireza905 ارسال شده در بهمن 18، 2013 ارسال شده در بهمن 18، 2013 راست ميگه لهتون مى كنم بچه برو ها منم alireza 90 كاربر gamesroom
nazyaryan ارسال شده در بهمن 18، 2013 ارسال شده در بهمن 18، 2013 کاربرای عزیز خاطره دزدی نکنین دیگه بنده خدا اومده خاطرشو اینجا دیده هههههههههههههههههههههه :gigglesmile::76::gigglesmile::76::gigglesmile::76:
Aiden Pearce ارسال شده در بهمن 18، 2013 ارسال شده در بهمن 18، 2013 کاربرای عزیز خاطره دزدی نکنین دیگه بنده خدا اومده خاطرشو اینجا دیده هههههههههههههههههههههه :gigglesmile::76::gigglesmile::76::gigglesmile::76: الان شما داری مسخره می کنی یا د??اع می کنی :ohnoes::mellow:
bm79 ارسال شده در بهمن 18، 2013 ارسال شده در بهمن 18، 2013 اینا رو ولش بابا یروز داشتیم تو خونه دوستم igi بازی می کردیم یه مرحله بود یه هلیکوپتر از بالای سرمون رد میشد و بمب می انداخت و ما هم باید ??رار میکردیم مرحله 7 بود دقیقا یادمه مامانش برامون شیر با بیسکویت آورده بود و اونم داشت میخرد منم بازی میکردم یهو به من گ??ت مواظب باش بمبا نخورن تو سرت منم گ??تم نه نمیخورن صداشم گذاشته بودیم رو آخر وای وای من ر??تم جلو 4 تا بمب خورد تو سرم هیچی دیگه بووووووووووم همه چی از جمله شیر ، بیسکویت ، سی دی ها همه چی ریخت رو زمین دیگه هیچی دیگه من کامپیوترو از برق کشیدم ده برو که ر??تیم تو کوچه خخخخخخخ :lol: :76: :gigglesmile: دیگه تا سه ه??ته خونشون نر??تم
majidnewman ارسال شده در بهمن 19، 2013 ارسال شده در بهمن 19، 2013 اینا رو ولش بابا یروز داشتیم تو خونه دوستم igi بازی می کردیم یه مرحله بود یه هلیکوپتر از بالای سرمون رد میشد و بمب می انداخت و ما هم باید ??رار میکردیم مرحله 7 بود دقیقا یادمه مامانش برامون شیر با بیسکویت آورده بود و اونم داشت میخرد منم بازی میکردم یهو به من گ??ت مواظب باش بمبا نخورن تو سرت منم گ??تم نه نمیخورن صداشم گذاشته بودیم رو آخر وای وای من ر??تم جلو 4 تا بمب خورد تو سرم هیچی دیگه بووووووووووم همه چی از جمله شیر ، بیسکویت ، سی دی ها همه چی ریخت رو زمین دیگه هیچی دیگه من کامپیوترو از برق کشیدم ده برو که ر??تیم تو کوچه خخخخخخخ :lol: :76: :gigglesmile: دیگه تا سه ه??ته خونشون نر??تم باحال بوووووووود
delsange ارسال شده در بهمن 19، 2013 ارسال شده در بهمن 19، 2013 (ویرایش شده) بچه که بودم میر??تم رو تیغه دیواری که خونمونو از کوچه جدا میکرد اون موقعه عیده مادرم بود منو با دمپایی میزد حالا نه که تنبیه بشم کلا روزه انتقامش بود:mellow: اعصاب ندارن این مادرها به خدا:blink: البته اینم وقتی بود که تو کوچه داشتیم بازی میکردیم ات??اق می??تاد ویرایش شده بهمن 19، 2013 توسط delsange
majidnewman ارسال شده در بهمن 19، 2013 ارسال شده در بهمن 19، 2013 بچه که بودم میر??تم رو تیغه دیواری که خونمونو از کوچه جدا میکرد اون موقعه عیده مادرم بود منو با دمپایی میزد حالا نه که تنبیه بشم کلا روزه انتقامش بود:mellow: اعصاب ندارن این مادرها به خدا:blink: البته اینم وقتی بود که تو کوچه داشتیم بازی میکردیم ات??اق می??تاد چه ربطی به گیمینگ داشت؟؟؟؟هر چند خاطرات قدیما یادش بخیر یه ??لش بک خ??ن زدیا
behnam81 ارسال شده در بهمن 19، 2013 ارسال شده در بهمن 19، 2013 تازه کامپیوتر خریده بودم(6سالم بود)بعد همون مرده که کامپیوتر رو اورده بود یه بازی هم باهاش بود.midnight clubخیلی بازی باحالی بود.به نظرم گرا??یکش خیلی باحال بود.و وقتی برای اولین بار وارد بازی شدم داداشم یه ماشین اورد اسمش و قیا??ش یادم نیست ولی خیلی بد بود.ولی یه 1 سال پیش که بازی شو خریدم. دیددم چه قدر گرا??یکش داغونه !!!!!
پست های پیشنهاد شده
لطفا برای ارسال دیدگاه وارد شوید
شما بعد از اینکه وارد حساب کاربری خود شدید می توانید دیدگاهی ارسال کنید
ورود به حساب کاربری